آشکار شدن آسیبپذیری قدرتهای جهانی در تنشهای خاورمیانه؛ محدودیت آمریکا، چین و اروپا در بحران انرژی و تجارت

آشکار شدن آسیبپذیری قدرتهای جهانی در تنشهای خاورمیانه؛ محدودیت آمریکا، چین و اروپا در بحران انرژی و تجارت

تنشهای جاری در خاورمیانه نشان میدهد که حتی قدرتهای بزرگ مانند آمریکا، چین و اتحادیه اروپا در برابر بحرانهای منطقهای آسیبپذیر هستند.
اختلال در مسیرهای حیاتی انرژی، تهدید امنیتی برای سرمایهگذاریها و وابستگی به تنگه هرمز، محدودیتهای آشکار این کشورها را به نمایش گذاشته است.

این بحران میتواند به بازنگری در سیاستهای جهانی و روابط بینالمللی منجر شود.
تنشهای اخیر در خاورمیانه نشان داده است که آمریکا حتی با حضور نظامی و قدرت اقتصادی بالا، نمیتواند مسیرهای حیاتی انرژی را به دلخواه خود کنترل کند.

پس از اعلام ترامپ مبنی بر عدم مسئولیت برای باز کردن تنگه هرمز، رسانههای آمریکایی از جمله وال استریت ژورنال هشدار دادند که توقف عبور نفت از این مسیر میتواند بحران انرژی داخلی و جهانی را تشدید کند.
شرکتهای نفتی آمریکایی نیز به دولت هشدار دادهاند که وابستگی به صادرات نفت منطقه، محدودیتهای عملیاتی آمریکا را آشکار میکند.

در همین حال، بحران تأمین انرژی و اختلال در زنجیرههای تجاری، آسیبپذیری چین را نیز نمایان کرده است.
پکن که بیشترین واردات نفت خود را از خاورمیانه تأمین میکند و سرمایهگذاریهای گستردهای در زیرساختها و فناوری کشورهای خلیج فارس داشته، مجبور به خروج شهروندان خود از ایران و کاهش فعالیت برخی پالایشگاههای استانهای ساحلی شد.

سرمایهگذاریهای هنگفت در پروژههای مشترک و زیرساختی اکنون با ریسک مستقیم مواجه شدهاند و راهبرد اقتصادی چین در منطقه آسیبپذیر شده است.
اروپا نیز در بحران انرژی و تجارت، شکنندگی خود را نشان داده است.
وابستگی به واردات نفت و گاز خاورمیانه و مسیرهای تجاری، در شرایط تنشهای منطقهای، باعث شده است که تهدیدهای اقتصادی و انرژی برای این قاره جدی و غیرقابل چشمپوشی باشد.
نتیجهگیری تحلیلگران و رسانههای بینالمللی این است که کشورهای دیگر با مشاهده محدودیتهای عملیاتی آمریکا، وابستگی اقتصادی چین و آسیبپذیری اروپا، احتمالاً در تنظیم سیاست خارجی و روابط تجاری خود رویکردی محتاطانهتر و واقعگرایانهتر در پیش خواهند گرفت.

بحران جاری نشان میدهد که در غیاب توانایی تضمین امنیت و ثبات، حتی قدرتهای بزرگ نمیتوانند منافع خود را به صورت مطلق حفاظت کنند و این تجربهای هشداردهنده برای دیگر کشورها خواهد بود.
پیامدهای این بحران، فراتر از منطقه خاورمیانه است و سیاستمداران و تحلیلگران جهانی را به بازنگری در استراتژیهای خود واداشته است.
کشورهای وابسته به صادرات انرژی و مسیرهای تجاری حیاتی اکنون با واقعیتی تلخ مواجه شدهاند که هیچ قدرت بزرگی نمیتواند امنیت و ثبات منطقه را به تنهایی تضمین کند.
این شرایط میتواند موجب جابجایی موازنه قدرت، بازتعریف پیمانهای اقتصادی و تکیه بیشتر بر سیاستهای خوداتکایی و مدیریت ریسک در سطح بینالمللی شود.




