متن کامل بیانات آیت الله العظمی شیرازی در اجتماع عزاداران به مناسبت شهادت حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله

متن کامل بیانات آیت الله العظمی شیرازی در اجتماع عزاداران به مناسبت شهادت حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله
السلام علیکم جمیعا و رحمة الله و برکاته.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم.
با عرض تعزیت به مناسبت شهادت پیغمبر اعظم، اشرف الانبیاء و الخلق جمیعا، و شهادت امام حسن مجتبی و شهادت امام رضا صلوات الله علیهم اجمعین؛ گرچه اصح در شهادت امام حسن مجتبی هفتم صفر است، اما خب یک قولی هم دارد همچین وقتی، و نسبت به حضرت رضا علیه السلام اقوال متعدده هست، یکیش آخر ماه صفر است.
با عرض تعزیت این مصیبت های سنگین و بزرگ در کل تاریخ به مقام رفیع امامت و ولایت عظمی و کبری حضرت بقیة الله مهدی موعود صلوات الله و سلامه علیه و عجل فی فرجه الشریف و تمام مؤمنین و مؤمنات در همه جا و تمام مظلومین و تمام بیچاره ها در همه جا.
برای ظهور امام زمان عجل الله فرجه الشریف دعا در کثرت در گشایش و فرج حصر.
۱- تحلیل ادبی و فقهی حدیث «و أکثروا الدعاء بتعجیل الفرج فإنّ ذلك فرجکم» و دلالت تقدم خبر بر حصر
عرض تعزیت به همه و درخواست از خدای عز وجل برای تعجیل فرج آن حضرت که خودشان فرمودند: “و أکثروا الدعاء بتعجیل الفرج”.
برای تعجیل فرج زیاد دعا کنید، یعنی روز، شب، قبل نماز، تو نماز، بعد نماز، وقت غذا، وقت خواب، در هر سفر، در حضر.
“و أکثروا الدعاء بتعجیل الفرج”، بعد حضرت فرمودند: “فإنّ ذلك فرجکم”.
این را آن کسانی که لغت عربی خواندند یک قضیه ای را متوجه اند؛ تقدیمِ ما حقّه التأخیر، این ظهور در حصر دارد. چون معنا این است که فرج شما در دعای زیاد کردن برای تعجیل فرج اوست. آن وقت این “ذلك” که جلو افتاده، این خبرِ “إنّ” است که جلو افتاده، آن وقت معنایش این می شود که راهی نیست برای فرجتان مگر دعای برای تعجیل فرج؛ حصر است.
حالا حصر حقیقی است یا حصر اضافی نسبت به بعضی موارد دیگر، بستگی به بحث دیگری دارد. تنها فرج شما این است که زیاد دعا کنید برای تعجیل فرج.
اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه فی عافیة منا جمیعا ومن سائر المؤمنین والمؤمنات.
من ابتدا قبل از آنکه راجع به احادیث پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله عرایضی بکنم، بر خودم لازم می دانم همین جا تشکر کنم از تمام خدمات، زحمات، عزاداری ها، مواکب و هیئات در این دو ماه محرم و صفر، که حالا یکی دو سه روز دیگرش هم مانده.
۲- تبیین ضوابط فقهی شعائر، پاسخ به شبهات پیرامون عزاداری های پیشواز
مفهوم شعائر بودن عرفی و پاسخ به اتهام بدعت در مناسک نوظهور
هر کسی در هر جای دنیا از اول محرم گرفته، یا حالاها که متعارف شده یکی چند روز قبل از محرم، این ها همه اش عبادت است، همه اش شعائر است. ولو زمان ائمه نبوده، قبل از محرم عزاداری نمی کردند، اما من مکرر این را عرض کردم؛ شعائر امر عرفی است. چون خود قرآن کریم، خود روایات، خودِ شعائر را معنا نکرده، آن وقت می شود عرفی.
و هکذا چیزی که سابقا خیلی متعارف نبوده و حالا متعارف شده نسبت به بعد محرم و صفر؛ ایام محسنیه، هفته محسنیه، دهه محسنیه. بعضی نقل شده که گفتند این بدعت است! شما یک فقیه، یک مرجع تقلید پیدا کنید که این را اسمش را بدعت بگذارد.
آنکه می گوید بدعت است، به بدعت گفته بدعت؛ یعنی نسبت به دین بدهد چیزی را که از دین نیست. دهه محسنیه، هفته محسنیه، از شعائر هست یا نیست؟ اگر از شعائر هست که پس از دین است. لازم نیست شعائر زمان ائمه باشد.
ضریح مقدس امام حسین زمان ائمه بوده؟ آن وقتی که حضرت فرمودند: “و استجابة الدعاء تحت قبته”، این قبه بوده؟ قبه ای نبوده اصلا، اصلا اتاقی نبوده. یک قبری بوده مطهر در وسط صحن، بعد هم یک اتاق مثلا سه در چهار، چهار در سه بنایی کردند، یک سقفی بوده، قبه ای که حالا می گویند قبه، نبود. آیا این قبه شعائر نیست؟ بدعت است این قبه؟
این ها تکرار حرفِ -نعوذ بالله- امثال وهابی ها و این هاست. فقط خیلی از این ها نادانند، جاهلند، لا یعلمونند، یک چیزهایی می گویند.
اگر این ها تمام شعائر است، اینکه نبود، قبل سال ۲۰ -شاید است سالی چند یک الآن شده، متعارف محرم ۱۰ سال قبل نبود- که قبل محرم پیشواز محرم می گیرند به اسم های مختلف، این ها همه اش شعائر است.
۳- بررسی سیره معصومین در باز بودن باب تفریع در زیارات پیاده
قاعده «علینا إلقاء الأصول و علیکم التفریع» و پویایی شعائر و عرفی بودن
من از همه تشکر می کنم در همه جا، هر کسی هر جا هر کاری کرده.
پیاده رفتن به زیارت حضرت رضا بدعت است؟ تو کدام روایت دارد؟ هیچ روایتی ندارد، اما از شعائر است. پیاده رفتن به زیارت کاظمین بدعت است؟ زمان ائمه که نبوده؛ جابر آمد، پیاده به زیارت امام حسین رفت. پیاده رفتن به زیارت پیغمبر خدا بدعت است؟ پیاده رفتن به زیارت امیرالمؤمنین بدعت است؟ پیاده رفتن به زیارت سامرا بدعت است؟ این ها همه اش شعائر است.
فقط خود ائمه فرمودند: “علینا إلقاء الأصول وعلیکم التفریع”؛ یعنی ریشه ها را ما می گوییم، خودتان از آن برداشت کنید.
من از همه و همه، مرد، زن، کوچک، بزرگ، فقیر، غنی، تشکر می کنم. هر کسی در حد خودش هر چه از این شعائر مقدسه امام حسین علیه السلام و سائر اهل بیت پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله، حضرت زهرا سلام الله علیها، دوازده امام معصوم، از این شعائر انجام داده، از همه تشکر می کنم به عنوان یک مستحب شرعی، چون عمل معصوم این بوده به عنوان یک فضیلت.
به همه دعا می کنم و از همه درخواست دعا هم می کنم. بر همه مستحب است برای این قائمین به شعائر به عنوان عمومات دعا کنند و لهذا من هم به وظیفه خودم دعا می کنم. نه حالا، در طول سال ملتزم به دعا هستم، شب و روز، تو نماز، بعد نماز، وقت های مختلفی که توفیقاتی پیدا می شود.
مخصوصا این شعیره مقدسه اربعین امام حسین علیه السلام؛ کسانی که هر کسی در حد خودش، چه مشرف شدن به کربلا، چه خدمت به زوار امام حسین، چه بردن زوار به کربلا، چه پول جمع کردن برای زوار که بیشتر بروند. من هم گاهی گفتم، بازم می گویم و تکرار می کنم، روایت را می خوانم الآن.
۴- لزوم توسعه و افزایش کمی و کیفی خدمات اربعینی
اصل ارتقای فعالیت های سالانه اربعین
سعی کنیم همه مان، هم خود من که در این مقام هستم سعی بردید می کنم، هم شماها، هر کسی صدای من را هر وقت هر جا می شنود، سعی کنید سال دیگر آنچه خدمت برای اربعین امسال کردید، یک خرده بیشتر باشد.
پول دادید، یک خورده بیشتر بدهید؛ قرض کردید، یک خورده بیشتر قرض کنید؛ ۱۰۰ نفر را امسال فرستادید، سال دیگر ۱۰۱ نفر بفرستید، پول بیشتر جمع کنید؛ ۳۰ نفر با اتوبوس فرستادید سال دیگر ۳۱ نفر بفرستید.
پیاده، با ماشین، با طیاره؛ طیاره اجاره کنید بفرستید آن هایی که می توانند، قطار از کشورهای دور کشتی، هر چه.
۵- کالبدشکافی حدیث امام علیه السلام درباره «الکیس من کان یومه خیرا من امسه»
تحلیل فقهی حدیث؛ میان مرز «کیس» عقلانیت در خدمت به شعائر و غبن و لعن
این روایت را من می خوانم الآن، قبلا هم متذکر شدم، کلامشان نور است، هر وقت بخوانیم.
حضرت فرمودند -روایت دارد، معروف هم هست- “الکیس کیّس”؛ یعنی عاقل، یعنی آنکه این کار را نمی کند کیس نیست، یعنی عاقل نیست. این را برای اهل اختصاص می گویم؛ در مبتدا “الف و لام” آوردند یکی از ادوات حصر است. یعنی وقتی گفتند “الکیس”، یعنی عاقل این است، اگر گفتند “العاقل”، یعنی غیر از این عاقل نیست، حالا یا مرتبه بالای عقل را ندارد یا مراتب دیگر.
این روایت: “من کان یومه خیرا من امسه”؛ امسال برای اربعین هر کسی در حد خودش چه کار کرد، سال دیگر برای اربعین اگر بیشتر نکند، این عاقل نیست، این کیس نیست، حالا مرتبه بالای کیس نیست، بگویید حصر اضافی، عیبی ندارد.
پس سعی بشود این اربعینی که می آید، از هر کسی در هر جای دنیا، چه در عراق، چه در خارج عراق، چه برای سفر به کربلا، چه برای خدمت به زوار، هر جور تعظیم شعائر از او می آید و امسال کرده، از حالا فکرش را بکند سال دیگر “کیس” باشد، روایت به او بگوید عاقل. نه اینکه فقط عاقل این است، بلکه دیگری که بیشتر و بهتر باشد عاقل تر است.
“الکیس من کان یومه خیرا من امسه، و من ساوی یومه فهو مغبون”؛ اگر سال دیگر مثل امسال بود خدمتش، زحمتش، این مغبون است، یعنی از کفش رفته. سال دیگر باید بهتر باشد، باید بیشتر باشد.
این تیکه دوم روایت، تیکه سومش واقعا مصیبت است. تیکه سوم روایت: “و ملعون من کان امسه خیرا من یومه”؛ اگر امسال خدمتی برای اربعین کرد، سال دیگر کمتر از امسال بود، روایت از امام معصوم می فرمایند آدم ملعون است.
ملعون نه معنیش این است که حرام است، لعن در حرام هست، در مکروهات هم لعن هست. ملعون یعنی دور از رحمت خدا. امسال ۱۰۰ نفر را به کربلا برده، سال دیگر می گوید نتوانستم ۹۰ نفر را ببرم به کربلا، عیبی ندارد، خوبه، اما در همین حد که کمتر بوده، دور از رحمت خداست.
لهذا همه سعی کنند ملعون که نه -والعیاذ بالله- مغبون هم نباشند. از حالا فکرش را بکنند، امسال برای اربعین در کربلا، خارج کربلا، در دنیا، هر که هر چه و هر کاری کرده، انسان سال دیگر از حالا فکرش را بکند بهتر و بیشتر بکند.
با تشکر خود من و دعای من برای همه، حالا و آینده.
من دو تا روایت می خواهم از پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله بخوانم. پیغمبر خدا… البته قبلش یک روایت می خوانم؛ پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله اول بعثت، همان ایام اول، روایت مفصلی است، عامه نقل کردند، شیعه نقل کردند، متواتر نقل شده، فرمودند: “لقد جئتکم بخیر الدنیا والآخرة”.
اول بعثت فرمودند من برای شما… “جئتکم” خاص به آن هایی نیست که آن زمان هستند. چون تمام فرمایش های پیغمبر صلی الله علیه و آله، عموماتش مال بشر است تا روز قیامت. یعنی به ما هم خطاب هست.
یعنی پیغمبر صلی الله علیه و آله برای من و شما هم، برای مرد و زن هم، برای عالم و جاهل هم، برای کاسب و کارمند و کارگر هم، برای همه خیر دنیا و آخرت آوردند.
یعنی کسی که دنبال پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله باشد، مسلمانی باشد که فرمایشات پیغمبر خدا، عمل پیغمبر خدا، تقریرات پیغمبر خدا را عمل می کند، این خیر دنیا و آخرت است.
حالا من در اینجا می خواهم دو تا روایت بخوانم از پیغمبر صلی الله علیه و آله که چطور خیر دنیا و الآخرة است.
۶- سبک زندگی اسلامی در سیره نبوی
تحلیل روان شناختی و اخلاقی حدیث «المؤمن یأکل بشهوة أهله والمنافق یأکل أهله بشهوته» و مدارا با خانواده و زیردستان به عنوان شاخصه ایمان کامل
یک روایت این است که این را کتب روایی نقل کردند، علامه مجلسی در بحار و دیگران نقل کردند، حضرت فرمودند -در کافی شریف هم آمده-: “المؤمن…” شاید بعضی ها کم شنیده باشند این را، اما روایتی است طرق مختلف دارد، در کتب مختلف آمده، خود کافی هم آمده: “المؤمن” که باز هم “ال” دارد که ظهور در حصر دارد، یعنی غیر از این مؤمن نیست؛ البته این از واجبات نیست، از مستحبات است اما آن درجه بالای ایمان را ندارد: “المؤمن یأکل بشهوة أهله، والمنافق یأکل أهله بشهوته”.
“شهوت” یعنی اشتها. حذف متعلق -این را اهل اختصاص می فهمند چی عرض می کنم- یفید العموم “یأکل بشهوة أهله”؛ در چه زمانی؟ در چه مکانی؟ مفعول بهش چیست؟ همه اش عام است، چون ذکر نشده.
مؤمن کسی است که آن کسانی که اهلش هستند… اهل یعنی آن هایی که زیر دستش هستند؛ زنش، زن و بچه هایش، اگر دختر، خواهر و برادر کوچک تر دارد که تو خانه اش زندگی می کنند، اگر بعضی قوم و خویش هایش، این ها اهلش هستند. اهل هر کسی آن کسانی هستند که زیر دستش زندگی می کنند یا تو خانه اش هستند یا خرجشان را می دهد؛ زنش است، فرزندانش هستند، عروسش است، مادرش است اگر این خرجش را می دهد، این ها می شوند اهل. فقط یک استثنا دارد، دومی هم ندارد، و آن پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله است که اهلشان که امام ۱۱ و دخترشان حضرت زهرا سلام الله علیها و دامادشان امیرالمؤمنین هستند روایت متواتر دارد.
“یأکل بشهوة أهله”؛ ناهار کی می خورد؟ آن وقتی که اهلش ناهار می خورند. شام کی می خورد؟ چی شام می خورد؟ چی دوست می دارد؟ آنکه خودش دوست می دارد اهلش هم همان را می خورند، یا آنکه اهلش دوست می دارند خودش می خورد؟ در چه ساعتی می خورد؟ در چه مکانی می خورد؟ هر کسی بر اساس شرایط خودش.
تمام مفاعیل اینجا حذف شده، وقتی که حذف شده این ظهور در عموم دارد. یعنی اگر زن و بچه اش ساعت ۲ می خواهند ناهار بخورند، این ساعت ۱ می خواهد ناهار بخورد؛ مؤمن است این طبق خواسته زن و بچه اش ساعت ۲ مثل هم ناهار خورد، اما اگر طبق خواسته خودش که ساعت ۱ می خواهد ناهار بخورد، زن و بچه اش طبق خواسته این ناهار خوردند، این منافق است.
دوباره می خوانم روایت را: “المؤمن یأکل بشهوة أهله، والمنافق یأکل أهله بشهوته”.
۷- راز ریشه کنی طلاق در ۱۰ سال حکمرانی پیامبر
تحلیل علل آمار صفر طلاق در ۱۰ سال حکومت پیامبر در مدینه و حجاز و یمن و اطرافش و نقد بحران طلاق در جوامع امروزی
این یکی از اسباب این است که… این را من عرض می کنم شما هم دنبال کنید، خصوصا حوزوی ها، دانشگاهی ها، آن هایی که اهل تتبع هستند، ببینید اگر پیدا کردید به من نشان بدهید: پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله ۱۰ سال حکومت کرده کجا؟ حجاز، مکه و مدینه و یمن و اطرافش. این ۱۰ سالی که پیغمبر صلی الله علیه و آله حکومت کردند، این منطقه، اطراف و یمن و این ها.
بوده طلاق تو؟ تو ۱۰ سال؟ چرا نبود؟
بگردید تو ۱۰ تا طلاق بوده؟ تویش؟ ۱۰ سال؟
نمی گوید مرد که زن و بچه ام نباید چی چی کنند، بر خودمان… نه، پیغمبر دارند می گویند، روایت پیغمبر است، اقتضایش هم هست، حجیت هم دارد علی المشهور بین الفقهاء، شبهه ای هم ندارد.
چرا نبوده طلاق زمان پیغمبر؟ بیچاره نبوده؟ مریض نبوده زمان پیغمبر؟ فقیر نبوده زمان پیغمبر؟ فقیر به این معنایی که حالا هست که تا آخر عمر فقیر است؟ نه نبوده. فقیر بوده، یک دانه اجاره نشین زمان پیغمبر، در تحت حکومت پیغمبر اگر تو جایی پیدا کردید به من نشان بدهید.
نه، این کسی که سفر می رود یک چند روز اجاره می کند، خب این طبیعی است. اما مثل حالا که تو همه دنیا حتی متأسفانه در کشورهای اسلامی، یک کسانی ۶۰، ۷۰، ۱۰۰ سال، بعد هم بعد است، اجاره ای که مادرشان و پدر خانه تو می آیند دنیا از می میرد تو خانه اجاره ای. چرا زمان پیغمبر یک دانه نبوده این جور؟
طلاق بیشتر بوده؟ آن وقت پول بیشتر بوده؟ گرفتاری نبوده؟ چرا، همه چیز بوده، همه بوده.
این طلاق هایی که حالا هست مال چیست؟ یکیش مال همین است؛ مرد باید ملاحظه اهلش را بکند، نه اهلش ملاحظه… البته بر آن ها هم لازم است: “ولهنّ مثل الذي علیهن بالمعروف”، عیبی ندارد، قبوله، احکام الزامیه مسلمه؛ اما این از مستحبات است، واجب نیست. اما اگر این مستحب را یک کسی در خانه اش عملی نمی کند، این مؤمنِ کامل نیست.
“المؤمن” با الف و لام حصر، این است: اگر خانواده اش طبق نظر او، آن وقتی که این می خواهد ناهار می خورند، آن جایی که این می خواهد ناهار می خورند؛ می خواهند سفر بروند، یکیشان صاحب است یعنی پدر است، می گوید اینجا ایست ناهار بخوریم بعد برویم سفر، اهلش می گویند نه تو سفر ناهار بخوریم. این اگر اهلش تابعش شدند، این روایت پیغمبر می گوید این منافق است. اگر این تابع اهلش شد، تو سفر ناهار خوردند چون آن ها مثلا می گویند تو سفر ناهار بخوریم، این می شود مؤمن.
“المؤمن یأکل بشهوة أهله والمنافق یأکل أهله بشهوته”.
و گرفتاری های دیگر. تاریخ پیغمبر را بخوانید، بخوانید قرآن فرموده: “ما آتاکم الرسول فخذوه”؛ یاد بگیرید از پیغمبر. نه ما فقط… ما به دنیا حرف تازه داریم، به دنیا می گوییم بیایید از پیغمبر اسلام یاد بگیرید تا طلاق کم بشود، تا زد و خورد کم بشود، این مشکلاتی که متأسفانه تو کشورهاست.
من حالا تا ۱۰ نگفتم اینکه سراغ را تایش دو یکی… چون دارم، این اسلامی هست کم بشود. پیغمبر صلی الله علیه و آله حکومتش در مدینه و اطراف مدینه، در حجاز، یمن و این جاها ۱۰ سال بود، سال ۱۰، طلاق نبوده. حالا اگر بگردید شاید تا ۵ پیدا هم نکنید، شاید تا ۴ پیدا هم نکنید.
چرا حالا شده این جور؟ این طلاقی که شاید کم خانواده ای باشد روی کره زمین که گرفتار بعضی از بستگانشان در طلاق نباشند، بعد زحمت های مختلف یک ازدواج می شود بعد طلاق می کنند.
من یک بار اینجا نقل کردم، این را در روزنامه آن کشور خواندم، یکی از کشورهای اسلامی معروف -نمی گویم اسمش را- حالا خودم تو روزنامه خواندم نوشته شده ازدواج و عقد تالار فلان در یک سال چند و صد تا بود -حالا بیش از ۱۰۰ تا- یادم نیست، روزنامه همان کشور اسلامی نوشته بود سر سال اهل آن تالار خواستند سال گرد بگیرند، سال ده سالگی برای این هایی که تو این یک سال اینجا ازدواج کردند، معلوم شد هنوز سال نشده ۶۰ تایشان طلاق گرفتند! این اسلام پیغمبر است؟ که یک دانه طلاق، یک دانه اش هم من سراغ ندارم، سالی یک دانه هم یقینا تویش نبوده.
یکیش یکی از اسبابش همین است: “المؤمن یأکل بشهوة أهله”؛ با حذف تمام مفاعیل، مفعول به و مفعول له و مفعول فیه و مفعول عنه و همه اش، همه اش؛ حذف متعلق یفید العموم، یعنی ظهور در عموم دارد.
اگر هم کسی تا حالا این جور نبوده، از حالا سعی کند، سعی کند. اهلش فلان خورش را دوست می دارند، خودش دوست ندارد، خودش یک خورش دیگر دوست می دارد؛ اگر مؤمن است آنی که خود پدر دوست ندارد و آن ها دوست می دارند همان را می خورد ولو دوست ندارد.
راجع به پیغمبر صلی الله علیه و آله دارد: “ما ذمّ طعاما قط”؛ یک دنیا مطلب است همین یک کلمه، یک دنیا مطلب است. پیغمبری که آن قدر -صلی الله علیه و آله- مشکلات داخلی داشتند، مشکلات خانوادگی داشتند، مشکلات با منافقین داشتند، مشکلات با مشرکین داشتند، تو کل عمرشان یک غذا را نگفتند این شور است، این بی نمک است، این چرا تند است، این چرا نمی دانم فلان جور است.
“ما ذمّ طعاما قط”؛ چه جوری دنبال پیغمبر باشیم؟ اگر هم تا حالا کسی این جور نیست -که خیلی ها این جور نیستند متأسفانه- سعی کنیم تحمل کنیم تا به ما نگویند مؤمن نیستید، نگویند مؤمنِ درجه بالا نیستید، لااقل سعی کنیم این جور نباشد که همیشه اهل تابع بزرگ خانواده باشند، بلکه بزرگ خانواده تابع اهل باشد.
“المؤمن یأکل بشهوة أهله، والمنافق یأکل أهله بشهوته”. این یک روایت.
۸- لزوم به کارگیری تعبیر «شهادت» به جای «رحلت» برای خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله
بررسی ادبی و فقهی آیه «أَ فَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ»، دلالت «أو» بر اضراب (بل قتل) و استناد به روایات متواتر بر شهادت حضرت ختمی مرتبت
یک عرض دیگر اینجا بخواهم قبلش بکنم… حالا عرض می کنم راجع به پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله؛
قرآن کریم فرموده: “أفإن مات أو قتل” -ابن مالک -تا ۶ تایش را نقل کرده، ابن عربی در “أو” ۶ مالک-
یکی از معانی “أو” این است -توی مغنی و کتاب های دیگر بیشتر دارد- یکیش “یا” هست؛ می گوید این غذا یا آن غذا. اینجا “أو” می گوید این شخص یا آن شخص، این را “أو” می گویند.
اما یکی هم از معانی “أو” اضراب است، یعنی “نه بلکه”؛ این تو قرآن هم چند تا آیه دارد که “أو” به معنای اضراب است.
نسبت به حضرت یونس: “وأرسلناه إلى مائة ألف أو یزیدون”؛ یعنی “بل یزیدون”. یعنی قرآن کریم می فرماید پیغمبر خدا حضرت یونس علی نبینا و آله و علیه السلام را برای امتش فرستادیم؛ نه ۱۰۰ هزار، بلکه بیش از ۱۰۰ هزار بودند.
یک آیه دیگر که من اشاره کردم، فرموده قرآن نسبت به روز قیامت: “کلمح البصر أو هو أقرب”. لمح البصر یعنی چشم به هم زدن، چند ثانیه، از چشم به هم زدن، از یک ثانیه هم کمتر است. “کلمح البصر أو هو أقرب”؛ تو تفاسیر دارد که این “أو” به معنای “بل” است. یعنی خدای عز وجل برایش سهل است، یکهو قیامت می کند. این قیامتی که خدا اقامه می کند مثل چشم به هم زدن است، بلکه کمتر از چشم به هم زدن است.
خلاصه “أو” برای اضراب مکرر هست تو قرآن، تو نهج البلاغه، صحیفه سجادیه.
اینکه قرآن راجع به پیغمبر اسلام فرموده “أفإن مات أو قتل”، با روایات متواتره که دارد -عامه و خاصه نقل کردند- که پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله به مرگ طبیعی از دنیا نرفتند، کشته شدند، شهید شدند، کشتند پیغمبر خدا را.
از آن روایات می شود استفاده کرد که این “أو” اینجا “أو قتل” یعنی “بل قتل”؛ یعنی اگر این پیغمبر خدا به موت طبیعی بمیرد، نه بلکه کشته بشود.
پیغمبر خدا کشته شدند، روایات متواتر پیش ما دارد، عامه هم بعضی ها نقل کردند، حالا جورهای مختلفی که نقل شده ابن مالک برای اهل اختصاص این را می گویم، می گوید: “خیّر أبح قسّم بأو وأبهم / واشکک وإضراب بها أیضا نمی”؛ تایش را نقل کرده، تو کتب دیگر یکی دو تا سه تای دیگر هم اضافه کردند.
پس به پیغمبر خدا نگوییم وفات پیغمبر خدا، نگوییم رحلت پیغمبر خدا، بگوییم شهادت پیغمبر خدا که خود ائمه علیهم السلام تصریح به این کردند. عرض کردم روایات به اقسام ثلاثه -ظهور، متواتر- هست.
۹- الگوی خیر الدنیا و الآخرة و جامعه سازی بدون بحران
تبیین شمول عمومی خطابات پیامبر صلی الله علیه و آله برای بشریت و نقد الگوهای غربی در اداره خانواده و جامعه
اینکه فرمودند پیغمبر خدا خیر دنیا و آخرت آوردند یعنی چه؟ یعنی یک خانواده ای که پدر این خانواده، نه در حرام، بلکه در آن هایی که جایز است تبعیت می کند از اهلش؛ این ها هم به پدر خوش می گذرد، هم به اهلش به آن ها خوش می گذرد.
بله، پدر یک خرده سخت است برایش، اما خوش می گذرد. این بهتر است از اینکه زنش از او طلاق بگیرد، عروسش طلاق بگیرد، نمی دانم خانواده اش، نوه هایش این ها طلاق بگیرند. هیچ وقت طلاق تویشان پیدا نمی شود تو این جور خانواده. این خیر دنیا و آخرت هست که طلاق تویش نیست، یا خیر دنیا و آخرت این است که طلاق تویش باشد؟
۱۰- احیای کارکردهای چندبعدی مساجد، حسینیه ها و مؤسسه ها بر پایه الگوی جامع مسجد نبوی
نقد نگاه تک بعدی و تعطیلی مساجد و لزوم بهره گیری از ظرفیت ۲۴ ساعته مساجد، حسینیه ها و مؤسسه ها به عنوان مراکز آموزش، دارالایتام، قضاوت، حل منازعات و خدمت رسانی اجتماعی در عین حفظ هویت و قداست مسجد و حسینیه
پیغمبر صلی الله علیه و آله اسوه هستند، مقتدا هستند؛ یعنی مورد تمام گفتارشان، کردارشان، تقریراتشان عملیه، بعد واجباتش، مستحباتش، محرمات و مکروهاتش به ترک.
پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله مسجد درست کردند تو مدینه اول که آمدند تو این مسجد چه کار می کردند؟ تمام فرهنگشان را تو این مسجد پیاده می کردند، فرهنگ دنیا و آخرت.
نماز تو همین مسجد می خواندند، اعتکاف تو همین مسجد می کردند، عقد و نکاح تو همین مسجد می کردند -طلاقی که نبوده تا بگوییم طلاقشان را تو مسجد می کردند- حکومت تو همین مسجد می کردند، سخنرانی تو همین مسجد می کردند.
این را نباید از پیغمبر یاد گرفت؟ آقایون، کسانی که حالا یا در آینده حرف من را بشنوید، تو هر جای دنیا حسینیه هایتان را مدرسه کنید، حسینیه هایتان را دارالایتام کنید، حسینیه هایتان را جمع مال برای فقرا بکنید، مساجدتان را مدرسه کنید، مؤسسات خیریه تان را مؤسسه کنید، کار خیر کنید.
مسجد، حسینیه، مؤسسه، این ها باید همه جور خیری درش باشد.
تو مسجد کوفه دیدید “بیت الطشت”؟ اینجا امیرالمؤمنین حکومت می کرد، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه قضاوت می کردند. آن هایی که اهلش هستند تو جواهر و غیر جواهر ببینید، روایات متعارض دارد، بعضی هایش دارد که مستحب است اصلا در مسجد قضاوت بشود.
پیغمبر خدا قضاوت ها را… حالا تو این ۱۰ سالی که تو مدینه بودند صدها و صدها چه بسا هزارها بودند تو می کردند؟ خانه شان قضاوت کردند، همه اش تو مسجد بوده. جواهر، دیگران هم می بینید، روایاتش هم می بینید، روایت متعارض دارد. معمول به و فتوای مشهور این است که یکی از مستحبات این است که قضاوت تو مسجد باشد.
بله، اجرای حدود تو مسجد مکروه است، این هست؛ اما قضاوت عرض کردم روایت متعارض دارد. لهذا سعی کنید در همه جای دنیا این حسینیه ها که خالی هست چرا ۲۴ ساعت خالی هست، که این مؤسسات خیریه این شده، که این مساجدی درست باشد؟
قدری که می شود، قدری که تمکن دارید، قدری که امکان دارد پر کنید از فرهنگ پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله. یعنی مسائل پیغمبر، احکام پیغمبر، عقاید پیغمبر که فرمودند و اهل بیت علیهم السلام، اخلاق پیغمبر. تمام مؤسسات خالی نباشد، قدری که می شود، قدری که ازتان می آید.
یک اکثر این ها واجبات کفایی است و اکثرا تو همه دنیا حتی کشورهای اسلامی غالبا با تأسف شدید “مَن فیه الکفایة” نیست. وقت شده واجب عینی؛ عقاید را همه مسلمان ها، شیعه ها بلدند؟ ده تا، بیست تا، چند تا بلدند؟ عقاید واجبشان، واجبات و محرماتشان را بلدند؟ ده تا، بیست تا، چند تا؟ اخلاق، آنش که حالا الزامی است مثل قطع رحم که حرام است، مثل چیزهایی که الزامی است، چند تا بلدند؟ چرا بلد نیستند؟ این تقصیر آن هایی است که بلدند و توانستند و یاد ندادند.
لهذا سعی کنید حسینات و مساجد و تمام این ها را پر کنید از فرهنگ پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله.
۱۱- مهارت مدیریت خشم در سیره تربیتی پیامبر صلی الله علیه و آله
تحلیل حکمت تکرار سه باره «لا تغضب» توسط رسول خدا صلی الله علیه و آله و نقش کنترل خشم در جلوگیری از مفاسد خانوادگی، حقوقی و جانی
یک روایت دیگر هم فکر کردم امروز بخوانم چون محل ابتلای خیلی هاست و نظیرش را ندیدم نه در روایات پیغمبر صلی الله علیه و آله نه در روایت معصومی.
یک کسی آمد خدمت پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله -چند تا سند دارد، چند تا روایت، روایت متعدده- به پیغمبر خدا عرض کرد: یا رسول الله یک نصیحت به من بکنید. پیغمبر فرمودند: “لا تغضب”؛ عصبانی نشو.
این رفت دوباره آمد -حالا همان روز یا فردا نمی دانم- گفت: یا رسول الله غیر این نصیحت یک نصیحت دیگر بکنید. پیغمبر نصیحت دیگر نکردند، همان را تکرار کردند، فرمودند: “لا تغضب”؛ عصبانی نشو.
رفت بار سوم آمد عرض کرد: یا رسول الله غیر از اینکه گفتید یک چیز دیگر بگویید. پیغمبر باز همان را تکرار کردند، بار سوم فرمودند: “لا تغضب”؛ عصبانی نشو.
من تو خود روایات پیغمبر و روایات اهل بیت صلوات الله علیه و علیهم اجمعین ندیدم یک چیزی را یادم… یعنی الآن دیده باشم سه بار تکرار کرده باشند با اینکه طرف درخواست کرده یک چیز دیگر.
سه بار فرمودند عصبانی نشو، عصبانی نشو، عصبانی نشو.
عصبانی شدن مال کیست؟ غیر انسان های… انسان عصبانی می شود اما زیاد و کم دارد. اگر انسان تصمیم گرفت عصبانی نشود، آن وقت کمتر عصبانی می شود، اما اگر تصمیم نگرفت که عصبانی نشود، ممکن است روز قیامت بیاید ببیند تو نامه عملش -نعوذ بالله- تو این دنیا ۶۰ سال، ۷۰ سال، بیشتر، کمتر، چند هزار بار عصبانی شده؛ تو قیامت نمی تواند از همه اش دفاع کند.
آدم تصمیم می گیرد عصبانی نشود، با خودی، با غیرخودی. بله، من قبول دارم یک جاهایی عصبانی شدن واجب است، قبول، به خاطر آن عنوان ثانویه؛ یک جاهایی عصبانی شدن مستحب است، قبول دارم؛ اما نه اینکه هر کم و زیادی، با زن و بچه اش، با همسایه، با این، با آن، تو سفر، تو حضر، سر خوراک، سر پول، سر چی عصبانی بشود.
تصمیم بگیریم از حالا به این فرمایش پیغمبر، که من نظیرش را ندیدم نه در فرمایش های پیغمبر نه در فرمایش های بقیه معصومین؛ تصمیم بگیریم عصبانی نشویم تا کمتر عصبانی بشویم.
روز قیامت که می آییم نبینیم چند هزار بار عصبانی شدیم، باید دفاع کنیم نمی توانیم. نبینیم صدها بار عصبانی شدیم، نه، کمتر باشد.
۱۲- نقش تصمیم قوی در اصلاح رفتار و سلامت روانی و اجتماعی
تبیین حدیث امام کاظم علیه السلام درباره اهمیت تصمیم راسخ در ترک عصبانیت و پیشگیری از سکته ها، قتل ها و ندامت های بزرگ حقوقی و فردی
این روایت حضرت کاظم علیه السلام را هم یک وقت خواندم، در یک موردی فرمودند آن کلمه اش… “عَزْمَةٌ”؛ تصمیم. یک کلمه دیگر حضرت فرمودند “عَزْمَةٌ”؛ ظاهرا عَزْمَةٌ یعنی تصمیم. آدم اگر تصمیم گرفت، کم و بیش موفق می شود. این تصمیمه اثر دارد، اثر تو دنیا و آخرت دارد.
گاهی شده، خود من هم یادم هست الآن یک موردی الآن تو ذهنم است، یک کسی بود دامادش جوان بود، این با برادرش بحثشان شد، عصبانی شدند، یکهو برادر افتاد مرد! مرد! سر یک خرده پول بود، سر ارث پدری شان بود. من پدرزنش را که دیدم یک وقتی گفتم چه جور شد؟ گفت هیچی این ها اختلافشان شد سر فلان قصه که نقلم کرد -حالا یادم هست که کی هم بود- با هم اختلافشان شد، این دامادش عصبانی شد، داد زدند، یکهو افتاد، دکتر آوردند گفتند تمام کرد. می ارزید آن پوله؟ گیرش آمد؟ وقتی که مرد، پوله که گیرش نیامد، خودش هم کشت.
حالا این عصبانیتی است که می کشد آدم را. لازم نیست حتما بکشد، فشار خونش را بالا می برد، خونش را غلیظ می کند، ناراحتش می کند، از واجبات و محرمات، از تکالیفش می ماند، از مستحبات و مکروهات می ماند.
“عَزْمَةٌ”؛ این تاء در “عَزْمَةٌ” در لغت عرب برای تأکید است یعنی تصمیم قوی. از همین حالا هر کسی تا حالا همچین تصمیمی نداشته، یا اینکه پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله سه بار تکرار کردند عصبانی نشو، عصبانی نشو، عصبانی نشو.
البته این را من حالا هم عرض کردم، مکرر، اجماعی هم هست؛ پیغمبر خدا چیزهایی که فرمودند مال همه است ولو به یک نفر فرمودند، ولو به یک جماعت فرمودند الی یوم القیامة.
تصمیم بگیریم عصبانی نشویم تا کمتر عصبانی بشویم.
امیدوارم خدای عز وجل این هایی که عرض کردم هم به من توفیق بدهد اگر عمل کردم بیشتر عمل کنم اگر عمل نکردم عمل کنم، هم به شماها و هر که صدای من را حالا یا در آینده می شنود توفیق بدهد به این فرمایشات قرآن کریم، فرمایشات پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله بیشتر موفق بشویم.
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.
۲۸ صفر الاحزان ۱۴۴۸ هجری قمری




