روایت بحران معیشت کارگران ایرانی؛ از بیخانمانی در پایتخت و سفرههای خالی تا رکود ساختوساز و استثمار شغلی

روایت بحران معیشت کارگران ایرانی؛ از بیخانمانی در پایتخت و سفرههای خالی تا رکود ساختوساز و استثمار شغلی

بررسیهای میدانی از لایههای مختلف بازار کار در ایران، پرده از فاجعهای عمیق در معیشت و امنیت شغلی طبقه کارگر برمیدارد.

از کارگران روزمزد و بیسرپناه حاشیه پایتخت و زنان گرفتار در اقتصاد غیررسمی گرفته تا پاکبانان تحت فشار در کلانشهرها و کارگران ساختمانی گرفتار رکود، همگی تصویرگر ساختاری هستند که در آن تورم استخوانسوز، سرانه غذای خانوارها را بلعیده و کرامت انسانی نیروهای کار را به تاراج برده است.

مهاجرت به پایتخت ایران از شهرستان ها برای بسیاری از جویندگان کار نه تنها پایان بیپناهی نبوده، بلکه به تداوم فقر و زیست روزمزدی انجامیده است.

بر اساس گزارش میدانی خبرگزاری «ایلنا»، در حاشیه جنوب تهران پیرمردان کارگری که از مناطق محروم مرزی آمدهاند، شبها را روی زمین سخت ترمینال جنوب میخوابند و کولهپشتی قرمز پر از نان خشک تنها اندوخته و داراییشان است.

تورم سنگین اقلامی چون شیر و گوشت، خرید خوراک پایه و ساده را کاملاً غیرممکن ساخته و بار مضاعف این کمبودها را بر دوش زنان نگران در روستاهای دورافتاده آوار کرده است.

در لایههای پایینتر این بازار، زنان و خانوادههای مهاجر افغانستانی با استثمار شدیدتری روبرو هستند.

گزارشهای ایلنا نشان میدهد فقدان مدارک هویتی و نبود قراردادهای کتبی، قدرت چانهزنی آنان را به صفر رسانده و راه را برای نپرداختن دستمزدهای معوقه چندصد میلیونی توسط کارفرمایان سودجو هموار کرده است.

این کارگران بیدفاع که از کالابرگ و طرحهای حمایتی دولتی محروم هستند، هنگام مطالبه حقوق مسلم و مزد کار انجامشده با تهدید و طرد مواجه میشوند.

در بخشهای خدماتی شهرداریها نیز بیعدالتی شغلی کاملاً پابرجاست.

گفتگوهای ایلنا با فعالان کارگری آشکار میکند در طرحهای جدید جمعآوری ضایعات در مشهد، جابهجایی پسماندهای خطرناک و عفونی بدون تخصیص تجهیزات ایمنی، آموزش لازم یا جبران مالی به پاکبانان تحمیل شده است.

اقدامی مغایر با مقررات بینالمللی ایمنی که توسعه شهری را به قیمت فرسودگی جان ضعیفترین حلقههای جامعه پیش میبرد.

همچنین فعالان کارگری در گفتوگو با ایلنا هشدار میدهند جهش هزینههای مسکن و درمان، سهم تغذیه را به حداقل رسانده و کاهش شدید مصرف پروتئین و لبنیات، جبر اقتصادی ناشی از عقبماندگی مزد از تورم واقعی است.

از سوی دیگر، رکود نفسگیر ساختوساز بر اثر گرانی مصالح و سود بالای تسهیلات بانکی، فرصتهای شغلی را خفه کرده است.

کارشناسان معتقدند که عدم اجرای صحیح ماده ۴۱ قانون کار، جامعه کارگری را در سهگانه اجاره، درمان و خوراک گرفتار کرده و سلامت نسل آینده را به خطر انداخته است.







