افزایش بیسابقه مدرسههای دینی خانگی در مزارشریف؛ رهایی از انزوای اجتماعی یا گسترش اندیشههای مبتنی بر ایدئولوژی گروههای سنی تندرو؟

افزایش بیسابقه مدرسههای دینی خانگی در مزارشریف؛ رهایی از انزوای اجتماعی یا گسترش اندیشههای مبتنی بر ایدئولوژی گروههای سنی تندرو؟
پس از ممنوعیت آموزش دختران در مکتبها و دانشگاهها در افغانستان، مدرسههای دینی خانهگی در مزارشریف با سرعتی بیسابقه افزایش یافتهاند.
این مدرسهها که در ابتدا بهعنوان پناهگاهی برای دخترانی که از تحصیل محروم شدهاند، شکل گرفتهاند، اکنون به فضایی برای گسترش اندیشههای مبتنی بر ایدئولوژی گروههای سنی تندرو و محدودسازی حضور اجتماعی زنان تبدیل شدهاند.
در پی تصمیم طالبان مبنی بر ممنوعیت آموزش دختران در افغانستان، بهویژه در مدارس و دانشگاهها، مدرسههای دینی خانگی در شهر مزارشریف به طرز چشمگیری رشد کردهاند.
این مدارس بهعنوان یک پناهگاه برای دخترانی که از تحصیل در نهادهای رسمی محروم شدهاند، شکل گرفتهاند.
با این حال، طبق گزارش های محلی، این مدارس علاوه بر فراهم کردن فرصتی برای رهایی از انزوای خانه، به تدریس اندیشههای مبتنی بر ایدئولوژی گروههای سنی تندرو پرداخته و حتی بهطور مستقیم به تشویق ازدواج زودهنگام و محدودسازی حضور اجتماعی زنان میپردازند.
شهروندان بلخ هشدار دادهاند که مدرسههای دینی خانگی در این منطقه نه تنها فضای آموزشی برای دختران است، بلکه محلی برای ترویج ایدئولوژیهای تندرو به شمار میآید.
به گفته آنان، در این مدارس، انگ زدن به زنان فعال اجتماعی و سیاسی نیز رایج است و نشانههای اندیشههای مبتنی بر ایدئولوژی گروههای سنی تندرو در میان دخترانی که در این مدارس حضور دارند، به وضوح مشاهده میشود.
برخی از دخترانی که به این مدارس مراجعه میکنند، اذعان دارند که محرومیت از آموزش رسمی باعث بروز مشکلات روانی و افسردگی در آنها شده است. این دختران معتقدند که مدارس دینی خانهگی بهعنوان یک راهحل موقتی برای رهایی از انزوای خانه و گذراندن زمان بهشمار میآید.
در این میان، برخی از کارشناسان معتقدند که این روند نه تنها به گسترش اندیشههای تندرو کمک میکند بلکه میتواند آینده اجتماعی و فرهنگی افغانستان را به خطر بیندازد.
این روند نشان میدهد که در حالیکه دختران افغانستانی به دلیل محدودیتهای تحصیلی در وضعیت بغرنجی قرار گرفتهاند، مدارس دینی خانگی نه تنها بهعنوان یک راهحل موقت برای مشکلات تحصیلی بلکه به ابزاری برای تحمیل افکار و دیدگاههای بسته و سنتی به نسل جدید تبدیل شدهاند.
این امر بهویژه برای دختران جوانی که در جوامع سنتی و محدود زندگی میکنند، تهدیدی جدی برای آزادیهای فردی و اجتماعی آنها بهشمار میرود.
کارشناسان اجتماعی و فرهنگی بر این باورند که اگر این روند ادامه یابد، ممکن است نسل جدید افغانستان از دسترسی به آموزشهای علمی و مدرن محروم شده و در نهایت گرفتار افکار بسته و محدود شوند که نه تنها پیشرفت فردی را محدود میکند بلکه بر کلیت جامعه و روند توسعه کشور تاثیرات منفی خواهد داشت.
کارشناسان به این موضوع اشاره کردهاند که در شرایط فعلی، این مدرسهها بهعنوان یک جایگزین برای سیستم آموزشی رسمی، تنها موجب دامن زدن به بحرانهای اجتماعی و فرهنگی در افغانستان شدهاند.




