ورود کاروان اسرای کربلا به کاخ یزید در دوم صفر؛ طنینانداز شدن خطبههای رسواگر اموی از سوی اهلبیت علیهمالسلام در دمشق

ورود کاروان اسرای کربلا به کاخ یزید در دوم صفر؛ طنینانداز شدن خطبههای رسواگر اموی از سوی اهلبیت علیهمالسلام در دمشق

در دومین روز از ماه صفر سال ۶۱ هجری قمری، خاندان مطهر امام حسین علیهالسلام در بند اسارت و تحت شدیدترین تدابیر امنیتی وارد مجلس یزید بن معاویه در دمشق شدند.

رویدادی جانسوز که با خطبههای تاریخی و افشاگرانه حضرت زینب و امام سجاد سلام الله علیهما، پایههای کاخ ظلم اموی را به لرزه درآورد و حقیقت ماجرای کربلا را برای همیشه در تاریخ جاودانه ساخت.

شام در دوم صفر سال ۶۱ هجری قمری، شاهد یکی از تلخترین و در عین حال شگفتانگیزترین صفحات تاریخ اسلام بود.

دستگاه حاکم اموی که گمان میکرد با شهادت جانگداز حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و یاران وفادار آن حضرت در دشت نینوا به پیروزی نهایی رسیده و پرونده مخالفتها را بسته است، دستور آذینبندی دمشق را صادر کرد.

یزید بن معاویه تالار بزرگ کاخ خود را با زرقوبرق فراوان آراست تا در حضور سفیران کشورهای خارجی و بزرگان شام، پیروزی ظاهری خود را جشن بگیرد و خاندان پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله را در زنجیر به نمایش بگذارد.

اما ورود کاروان اسیرانِ سربلند آلالله به این مجلس تجملی، سرآغاز فروپاشی مشروعیت پوشالی حکومت اموی شد.

در آغاز این مجلس، سر مطهر امام حسین علیهالسلام را در تشت زرینی در مقابل یزید قرار دادند و حاکم مست و مغرور اموی با چوبدستی بر لب و دندان مبارک سیدالشهدا علیهالسلام میزد و با خواندن اشعاری کفرآمیز، آرزو میکرد که کاش نیاکان کافرش که در جنگ بدر کشته شدند، زنده بودند و انتقامجویی او را از خاندان پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله میدیدند.

این جسارت بیشرمانه، قلب مؤمنان حاضر در مجلس را به درد آورد، اما وحشت از دژخیمان حکومت، سکوت سنگینی بر تالار حاکم کرده بود تا اینکه این سکوت مرگبار با فریاد حیدری حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها درهم شکست.

عقیله بنی هاشم سلام الله علیها با قامتی افراشته و کلامی رسواگر، یزید را مخاطب قرار دادند و فرمودند که هر چه میتوانی مکر بورز و بکوش، اما به سوگند الهی هرگز نخواهی توانست یاد ما را از دلها پاک کنی و وحی ما را خاموش سازی.

این رویارویی تاریخی حق و باطل، گواهی بر زنده ماندن قیام عاشورا در طول قرون شد.

در ادامه این حرکت افشاگرانه، امام سجاد علیهالسلام نیز با استفاده از فرصت پیشآمده، بر فراز منبر رفتند و با ایراد خطبهای تاریخی و معرفی خود به عنوان فرزند مکه، منا و فرزند پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله و علی مرتضی علیهالسلام، غبار چهل سال تبلیغات دروغین امویان را زدودند.
افشاگریهای امام سجاد علیه السلام چنان تکاندهنده بود که شیون و گریه حاضران، تالار اموی را فرا گرفت و یزید را در موضع ضعف و رسوایی شدیدی قرار داد.

به گونه ای که او برای گریز از خشم عمومی و حفظ حکومت خود، ناچار شد لحن خود را تغییر دهد و با ابراز پشیمانی ظاهری، گناه این جنایت هولناک را به گردن عبیدالله بن زیاد بیندازد.
او دستور دهد رفتاری ملایمتر با کاروان اهلبیت علیهمالسلام پیش بگیرند؛ عقبنشینی ذلیلانهای که نخستین جرقه شکست نهایی امویان را در افکار عمومی رقم زد.




