آموزه های دینی، اجتماعی و روانشناسی

راه‌کارهای تخصصی روان‌شناختی برای ارتقای سازگاری کودکان و نوجوانان در مواجهه با بحران‌ها و حوادث ناگوار

راه‌کارهای تخصصی روان‌شناختی برای ارتقای سازگاری کودکان و نوجوانان در مواجهه با بحران‌ها و حوادث ناگوار

مواجهه کودکان و نوجوانان با رویدادهای غیرمنتظره و تهدیدکننده‌ای نظیر جنگ، حوادث ناگهانی و فقدان عزیزان می‌تواند تعادل روانی آنان را مختل سازد؛ اما با به‌کارگیری اصول پشتیبانی روانی، بازگرداندن احساس امنیت و حفظ نظم در برنامه روزانه، می‌توان فرآیند سازگاری و بازگشت آنان به شرایط عادی را هموار کرد.

مواجهه با شرایط بحرانی نظیر حوادث طبیعی، حملات نظامی، نزاع‌های مسلحانه، درگیری های خانوادگی، فقدان نزدیکان و مشاهده تصاویر رعب‌آور، پیامدهای عمیقی بر سلامت روان کودکان و نوجوانان برجای می‌گذارد.

از آنجا که سیستم‌های شناختی و هیجانی سنین رشد هنوز به تکامل کامل نرسیده‌اند، ابراز پریشانی در کودکان و نوجوانان اغلب از طریق رفتارهایی همچون پرخاشگری، کابوس‌های شبانه، ترس، گوشه‌گیری و بازگشت به رفتارهای سنین پایین‌تر بروز می‌یابد.

علاوه بر این، علائم جسمانی متعددی مانند دردهای بی‌دلیل، اختلال در اشتها و کاهش تمرکز نیز ممکن است در پی بروز ناگهانی اضطراب شدید رخ دهد.

ارزیابی‌های کارشناسی در حوزه سلامت روان نشان می‌دهد که نخستین و حیاتی‌ترین گام در حمایت از آسیب‌دیدگان کم‌سن‌وسال، بازگرداندن احساس امنیت و اطمینان‌بخشی کلامی و رفتاری است.

در قالب رویکرد «حمایت روانی اولیه» (PFA) که سازمان‌های بهداشتی بین‌المللی نیز بر آن تأکید دارند، هدف اجرای مداخلات پیچیده نیست، بلکه ارائه کمک‌های عملی و انسانی با حفظ کرامت فرد است.

در این فرآیند، فشار بر کودک برای بازگویی جزئیات حادثه مخرب است؛ در مقابل، استفاده از ابزارهای غیرکلامی مانند بازی، نقاشی و قصه‌گویی زمینه‌ساز تخلیه هیجانی مناسب خواهد بود.

همچنین کنترل دقیق میزان مواجهه فرزندان با اخبار ناگوار و تصاویر اضطراب‌آور رسانه‌ها، نقش کلیدی در کاهش درک تهدید دارد.

ارائه اطلاعات صادقانه اما متناسب با سن، در کنار حفظ سخت‌گیرانه ساختار روزمره مانند زمان‌بندی منظم خواب، تغذیه و بازی، احساس ثبات و پیش‌بینی‌پذیری را در محیط خانواده بازمی‌گرداند و الگوهای رفتاری آسیب‌دیده را ترمیم می‌کند.

این استمرار در برنامه‌های روزانه به کودک اطمینان می‌دهد که دنیای پیرامونش همچنان قابل مدیریت و امن است.

در نهایت، هدف از اقدامات حمایتی، حذف کامل احساس ترس به‌عنوان یک سازوکار دفاعی و طبیعی بدن نیست، بلکه توانمندسازی کودک برای مدیریت هیجانات در سایه حضور مراقبان آرام، صبور و قابل اعتماد است.

از آنجا که وضعیت روانی بزرگسالان و لحن گفتار آنان مستقیماً بر بازتاب‌های رفتاری فرزندان تأثیر می‌گذارد، حفظ آرامش مراقبان و تقویت توان تمکین هیجانی آنان، بخش مکمل و ضروری در فرآیند بازتوانی جامعه محسوب می‌شود.

اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا