تشدید فشارهای قانونی و ساختاری علیه مسلمانان فرانسه؛ پدیده «مهاجرت خاموش» نخبههای مسلمان به خارج از مرزها در سایه موج فزاینده اسلامستیزی

تشدید فشارهای قانونی و ساختاری علیه مسلمانان فرانسه؛ پدیده «مهاجرت خاموش» نخبههای مسلمان به خارج از مرزها در سایه موج فزاینده اسلامستیزی
جامعه بیش از پنج میلیون نفری مسلمانان فرانسه که نزدیک به 9 درصد از جمعیت این کشور را تشکیل میدهد و طی چند نسل به بخشی تفکیکناپذیر از بافت مدنی آن تبدیل شده، با موج بیسابقهای از محدودیتهای قانونی، کنترلهای پلیسی و تشدید اسلام ستیزی و گفتمان نژادپرستانه مواجه شده است.
وضعیتی نگرانکننده که به خروج تدریجی و پدیده «مهاجرت خاموش» نخبگان و جوانان مسلمان از این کشور منجر گردیده است.
سیاستهای سختگیرانه سالهای اخیر در فرانسه، حیات مدنی و دینی مسلمانان را که اغلب از نسلهای سوم و چهارم مهاجران کشورهای شمال آفریقا از جمله الجزایر، مراکش و تونس هستند، تحت الشعاع قرار داده است.
با وجود حضور تاریخی نهادهای دینی شاخصی همچون مسجد جامع پاریس و فعالیت تشکلهای مدنی معتبر، تصویب قوانین انقباضی و مداخلهجویانه به ذریعه پارلمان این کشور، زمینه را برای تشدید فشارهای ساختاری فراهم کرده است.
دولت فرانسه تحت لوای مبارزه با «تجزیهطلبی»، نظارت بر مساجد، مؤسسات آموزشی اسلامی و انجمنهای خیریه را به شدت افزایش داده و حوزه اختیارات و آزادیهای مذهبی شهروندان مسلمان را محدود ساخته است.
بر اساس گزارش خبرگزاری بیبیسی، اقدامات محدودکننده علیه پوشش و نمادهای مذهبی در اماکن عمومی و برنامههای درسی، همراه با افزایش حملات نژادپرستانه به اماکن عبادی، احساس امنیت و انطباق اجتماعی را میان اقلیتهای دینی به حداقل رسانده است.
آمارهای ثبتشده توسط رصدخانههای حقوق بشری نشان میدهد که خشونتهای کلامی و فیزیکی علیه مسلمانان به ویژه زنان محجبه رو به رشد بوده و گفتمان نژادپرستانه توسط برخی جریانهای سیاسی راهاندازی شده است.
طبق گزارش روزنامه گاردین، تشدید این رویکردهای تبعیضآمیز موجب بروز پدیدهای تحت عنوان «مهاجرت خاموش» شده است. شمار زیادی از جوانان، متخصصان و تحصیلکردگان مسلمان فرانسوی که خود را شهروندان متعهد این کشور میدانند، به دلیل بیعدالتی در بازار کار، بوروکراسی آزاردهنده و فضای سنگین سوءظن، تصمیمی دشوار گرفته و وطن خود را به مقصد کشورهایی مانند بریتانیا ترک میکنند.
فعالان مدنی هشدار میدهند که تداوم ابزاری ساختن مسئله اسلام در رقابتهای سیاسی، نهتنها چالشهای ادغام اجتماعی را عمیقتر میسازد، بلکه سبب محروم شدن جامعه از ظرفیتهای والای انسانی و علمی این قشر خواهد شد.
علاوه بر این، نادیده گرفتن حقوق اساسی شهروندان مسلمان و تداوم برخوردهای قهری با نهادهای دینی و آموزشی مستقل، و گسترش اسلام ستیزی، شکافهای اجتماعی را عمیقتر کرده و هویت ملّی این کشور را با بحرانی جدی در پذیرش تنوع مذهبی مواجه میسازد.




