افزایش چشمگیر روی آوردن جوانان ایرانی به شغل پیک موتوری در پی موج جدید تعدیل نیرو؛ روایت تلخ از نان درآوردن روی دو چرخ بدون بیمه و امنیت شغلی

افزایش چشمگیر روی آوردن جوانان ایرانی به شغل پیک موتوری در پی موج جدید تعدیل نیرو؛ روایت تلخ از نان درآوردن روی دو چرخ بدون بیمه و امنیت شغلی

وضعیت بحرانی اقتصاد ایران و موج فزاینده بیکاری در ماههای اخیر، کلانشهرهایی مانند تهران را با پدیده جدیدی از دستفروشی خدمات یا همان جهش آمار پیکهای موتوری مواجه کرده است.

بسیاری از نیروهای کار پس از اخراج از شرکتها، ناچار شدهاند تمام دارایی خود را به یک موتور سیکلت تبدیل کنند تا در سرمای زمستان و گرمای سوزان تابستان، روزانه تا ۱۲ ساعت برای کسب یک لقمه نان حلال تلاش کنند؛ شغلی پرخطر که با وجود سهم بزرگ در حملونقل شهری، همچنان از ابتداییترین حقوق قانونی مانند بیمه و امنیت جانی محروم است.

تنگناهای معیشتی و نبود فرصتهای شغلی پایدار در بخشهای صنعتی و اداری ایران، ساختار بازار کار را به سمت مشاغل کاذب و خدماتی سوق داده است.

امروزه خیابانهای پایتخت ایران مملو از موتورسوارانی است که برای رساندن مرسولات پلتفرمهای اینترنتی و فروشگاههای آنلاین، جان خود را کف دست گرفتهاند.
بخش عمدهای از این شاغلان را جوانان، نوجوانان و سرپرستان خانوادهای تشکیل میدهند که پس از تعدیل نیرو، چارهای جز انتخاب این حرفه سخت و طاقتفرسا نداشتهاند؛ شغلی که درآمد روزانه آن با هزینههای سنگین استهلاک، بنزین و کمیسیونها عملاً ناچیز میشود.

در همین زمینه، روزنامه آرمان امروز در گزارشی اعلام کرده بود که تعداد پیکهای موتوری فعال در سراسر ایران به حدود پنج میلیون نفر رسیده که سهم کلانشهر تهران از این آمار، دستکم ۴۰۰ هزار نفر است.
همچنین داوود محمدی، رئیس اتحادیه حملونقل بار سبک شهری و پیک موتوری تهران، در بیانیهای تایید کرد که با افزایش اخراج کارگران و کارکنان از شرکتها در ماههای اخیر، تعداد متقاضیان این شغل به شدت بالا رفته است.

این مقام صنفی نبود بیمه تامین اجتماعی را بزرگترین چالش این قشر دانست و اشاره کرد که به دلیل اشباع بازار، تعداد سفارشها برای هر راننده کاهش یافته و درآمد خالص آنان کمتر از گذشته شده است.
از سوی دیگر، مشکلات این صفت تنها به مردان محدود نمیشود. بر اساس گزارش منتشرشده در وبسایت خبری فرارو، تنگناهای شدید اقتصادی در سالهای اخیر حتی زنان سرپرست خانوار را نیز به این حرفه سخت کشانده است.
زنانی که بدون داشتن گواهینامه رسمی و با ترس از توقیف موتور، پا به پای مردان در خیابانها تلاش میکنند.

روزنامه صمت نیز در گزارشی با عنوان «جان میدهند تا نان ببرند»، به بررسی میدانی این بحران پرداخته و نوشته است که رانندگان برای تامین هزینههای اولیه زندگی، مجبورند به طور همزمان در چند شرکت اینترنتی ثبتنام کنند.
این وضعیت عینی نشان میدهد که جامعه نیازمند یک بازنگری جدی در قوانین حمایتی و نظارت بر پلتفرمهای واسطهگر است تا کرامت انسانی و حقوق اولیه این کارگران شریف حفظ شود.




