افزایش بیکاری و فقر در افغانستان؛ ناامیدی جوانان از آینده و اجبار کودکان به کار برای تأمین هزینه خانواده

افزایش بیکاری و فقر در افغانستان؛ ناامیدی جوانان از آینده و اجبار کودکان به کار برای تأمین هزینه خانواده

افزایش نرخ بیکاری، رکود شدید اقتصادی و تداوم بحرانهای ساختاری در افغانستان، شرایط معیشتی خانوادهها را به نقطهای بحرانی رسانده است.
این وضعیت علاوه بر سلب امکان اشتغال و انصراف جوانان تحصیلکرده از آرزوهای شغلی و تحصیلی، موجب گسترش پدیده «بزرگسالسازی اجباری» و ورود کودکان به کارهای سنگین و طاقتفرسا جهت تأمین هزینههای اولیه زندگی شده است.

افت شدید فعالیتهای اقتصادی، کاهش سرمایهگذاری و محدودیت فرصتهای شغلی در افغانستان، خانوادههای متعددی را با چالشهای معیشتی مواجه کرده است.
بسیاری از جوانان فارغالتحصیل دانشگاهها به دلیل عدم دسترسی به بازار کار متناسب با رشته تحصیلی خود، به کارهای روزمزدی و غیرتخصصی روی آورده و ناچار به چشمپوشی از اهداف و آرزوهای شغلی خود شدهاند.

از سوی دیگر، افت توان مالی خانوارها، فشار مضاعفی را بر کودکان وارد کرده و آنان را مجبور به ترک تحصیل و پذیرش مسئولیت نانآوری کرده است.

بر اساس گزارشهای میدانی منتشرشده در روزنامه «۸ صبح» افغانستان، فقدان فرصتهای شغلی پایداری چون بسترهای صنعتی و حمایت از تولیدات داخلی، موجی از فقر مطلق را در میان خانوادهها ایجاد کرده است.

کارشناسان اقتصادی با اشاره به شوکهای ساختاری، انسداد داراییها و کاهش نرخ مشارکت اقتصادی تأکید میکنند که افت قدرت خرید جامعه، ناامنی غذایی و عمیقتر شدن بحران معیشت را به همراه داشته است.

همزمان، سازمان بینالمللی کار (ILO) نیز در ارزیابیهای خود از افزایش نرخ بیکاری جوانان و دشواری دسترسی آنان به شغل شایسته خبر داده است.

ارزیابیهای روانشناختی و تحلیلهای فعالان حقوق کودک نشان میدهد که تحمیل مسئولیتهای سنگین معیشتی بر کودکان، نوعی استثمار اقتصادی و نقض حق آموزش آنان به شمار میرود.

ورود کودکان به چرخههای کاری خطرناک به دلیل بیماری، اعتیاد یا ازکارافتادگی سرپرست خانواده، سلامت جسمی و روانی آنان را منهدم کرده و زمینه بروز اضطرابهای مزمن و افت اعتمادبهنفس را فراهم میسازد.
سازمان ملل متحد نیز در گزارشهای اخیر خود درباره وضعیت بشردوستانه افغانستان، نسبت به آمار بالای ناامنی شدید غذایی و ثبت مواردی از نقض حقوق اساسی کودکان هشدار داده است.

رفع چالشهای فعلی منوط به سیاستگذاریهای حمایتی، توسعه آموزشهای فنی و حرفهای، ایجاد فرصتهای شغلی برای جوانان و جلوگیری از ورود کودکان به بازار کار اجباری است تا از فروپاشی بنیانهای اجتماعی و انسانی در جامعه جلوگیری شود.




