افغانستان

بی‌پاسخ ماندن مطالبات ده‌میلیونی شیعیان افغانستان پس از پنج سال؛ تداوم سکوت طالبان و بی‌نتیجه ماندن روند تعامل

بی‌پاسخ ماندن مطالبات ده‌میلیونی شیعیان افغانستان پس از پنج سال؛ تداوم سکوت طالبان و بی‌نتیجه ماندن روند تعامل

جامعه چندمیلیونی شیعیان افغانستان که از نخستین روزهای شکل‌گیری حکومت طالبان با رویکردی تعامل‌گرایانه و مکتوب، خواسته‌های مشروع خود را به مقامات کابل ارائه دادند، پس از گذشت پنج سال همچنان با بی‌توجهی و سکوت مطلق حاکمیت مواجه هستند؛ وضعیتی که انباشت نارضایتی عمومی را در میان شیعیان به دنبال داشته است.

با گذشت پنج سال از سلطه طالبان بر افغانستان، مطالبات مکتوب و قانونی جامعهشیعیان همچنان بدون پاسخ در دفتر ریاست‌الوزرای این حکومت بلاتکلیف مانده است.

بزرگان، نخبگان و نهادهای عالی شیعه در همان ماه‌های نخست، با هدفی خیرخواهانه و برای تحقق عدالت اجتماعی، منشور مطالبات خود را تنظیم و تسلیم مقام های کابل کردند.

به رسمیت شناختن فقه جعفری، مشارکت نخبگان شیعه در بدنه تصمیم‌گیری کشور، تدریس احکام و فقه شیعه در مدارس و دانشگاه‌ها و ایجاد فرصت‌های برابر بر پایه شایسته‌سالاری، از محورهای اصلی این خواسته‌ها بود.

با وجود پیگیری‌های مداوم و تماس‌های متعدد جهت برپایی گفتگوهای سازنده، مسئولان حکومت سرپرست طالبان هیچ تمایلی برای بررسی یا پاسخ‌گویی به این درخواست‌ها نشان نداده‌اند.

بی‌توجهی تعمدی حاکمیت کابل سبب شده تا افکار عمومی شیعیان به این نتیجه برسد که مطالبات ده‌میلیونی آنان حتی در دستور کار بررسی مسئولان طراز اول طالبان نیز قرار نگرفته است.

شیعیان افغانستان به عنوان یک واقعیت انکارناپذیر و ریشه‌دار تاریخی، طی این سال‌ها علی‌رغم تحمل رفتارهای تبعیض‌آمیز و فشارهای مذهبی، مسیر تعامل، صلح‌طلبی و حمایت از ثبات ملی را رها نکرده‌اند.

با این حال، تداوم این نادیده‌انگاری ساختاری و سکوت طولانی‌مدت دستگاه حکومتی، در حال تبدیل شدن به یک گسل عمیق میان جامعه شیعیان افغانستان و حاکمیت فعلی است.

در همین راستا، کارشناسان مسائل منطقه تاکید می‌کنند که نادیده گرفتن حقوق اولیه این جمعیت عظیم، نه‌تنها بستر همگرایی ملی را ویران می‌سازد، بلکه ثبات شکننده کابل را با چالش‌های پیچیده امنیتی و اجتماعی روبه‌رو خواهد کرد.

از این رو، کارشناسان معتقدند رسمیت بخشیدن به حقوق قانونی شیعیان و بهره‌گیری از ظرفیت نخبگان آنان، ضرورتی حیاتی برای صلح، پایداری و استحکام پایه‌های حکمرانی در افغانستان است.

بی‌توجهی به این خواسته‌ها می‌تواند فرصت تاریخی همزیستی مسالمت آمیز را سوزانده و تبعات جبران‌ناپذیری برای آینده سیاسی و اجتماعی این کشور به همراه داشته باشد.

اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا