روایت تلخ دو بانوی شیعه هزاره از خشونت عوامل حکومتی طالبان و بیپناهی در یکاولنگ و بامیان

روایت تلخ دو بانوی شیعه هزاره از خشونت عوامل حکومتی طالبان و بیپناهی در یکاولنگ و بامیان
دو بانوی شیعه هزاره از مناطق یکاولنگ و بامیان افغانستان، روایتهایی تکاندهنده از فشارها، تهدیدها و رفتارهای خشونتآمیز برخی مسئولان محلی حکومت طالبان در این دو ولایت بیان کردهاند.
روایتهایی که در آن، خانههای بیسرپرست، مادران تنها و کودکان خردسال، هدف تعرض و هراس دائمی عوامل حکومتی طالبان قرار گرفتهاند.
بانوی نخست، خود را مادر «عباس حسین» معرفی میکند و میگوید حدود بیست روز پیش، پس از آنکه فرزندش برای کاری به بیرون رفته بود، افراد مسلح محلی به خانه آنان یورش بردهاند.
به گفته او، این افراد با «شلاق» و «تفنگ» وارد خانه شدهاند و ادعا کردهاند که به دنبال سلاح میگردند.
او در ادامه میگوید: «خانه ما بیسرپرست بود. کودکی یکساله در خانه داشتیم. اما بدون هیچ سند و دلیلی، چند بار درهای خانه را شکستند و ما را زیر فشار گذاشتند».
به روایت او، چند خانواده دیگر در محله نیز از ترس آزارها مهاجرت کرده یا در سکوت و ناامیدی فرو رفتهاند.
بانوی دوم نیز از تجربهای مشابه پرده برمیدارد.
او میگوید چند روز پیش، مأموران محلی با خشونت وارد خانه شده و اموال آنان را بردهاند.
سپس شوهرش را کتک زده و او را مجبور کردهاند تا «سلاحی خیالی» پیدا کند؛ سلاحی که وجود نداشت اما بارها خانواده زیر فشار تهدید قرار گرفته است.
این زن میگوید: «موتور شوهرم را گرفتند و تهدید کردند اگر سلاحی که میگویند پیدا نشود، دوباره بازمیگردند. هر بار که میآمدند، با زدوخورد و توهین همراه بود. ما نه سلاحی داشتیم و نه جرمی مرتکب شده بودیم. اما ترس از تکرار این هجومها ما را از زندگی عادی محروم کرده است».
این دو زن، که از بیپناهی و نبود امید سخن میگویند، تأکید میکنند که بسیاری از خانوادههای منطقه روزهای خود را با ترس، آوارگی و ناامنی میگذرانند؛ در حالیکه هیچ نهادی برای حمایت از آنان وجود ندارد.



