بحران الگوی سکولاریسم در اروپا و ضرورت بازاندیشی در نسبت دولت، دین و فضای عمومی با بهرهگیری از تجربه جوامع چنددینی

بحران الگوی سکولاریسم در اروپا و ضرورت بازاندیشی در نسبت دولت، دین و فضای عمومی با بهرهگیری از تجربه جوامع چنددینی

تشدید چالشهای مربوط به حضور اقلیتهای مذهبی، گسترش اسلامهراسی و ناکارآمدی الگوهای سنتی ادغام در جوامع غربی، اندیشمندان را به سمت بازنگری بنیادی در مفهوم سکولاریسم سوق داده است.

نگرشی جدید که بر لزوم عبور از «بیطرفی منفی دولت» و پذیرش فعالانه تنوع دینی در فضای عمومی تأکید میورزد.

جوامع معاصر اروپایی در مواجهه با چالشهای ناشی از تنوع فرهنگی و مذهبی، با پرسشهای بیسابقهای درباره کارآمدی مدلهای حکمرانی سکولار روبرو شدهاند.

برخلاف جوامع غربی که بخشهایی از آنها به سوی دینگریزی حرکت کردهاند، باورهای مذهبی برای اقلیتها و مهاجران همچنان مؤلفهای کلیدی در تعریف هویت فردی و اجتماعی محسوب میشود.

در این میان، الگوی سنتی سکولاریسم که صرفاً بر کنار زدن دین از عرصه عمومی یا بیطرفی صوری دولت استوار است، نه تنها مانع از بروز مناقشات فرهنگی نشده، بلکه به احساس بیگانگی و حاشیهنشینی اقلیتهای دینی دامن زده است.

به گزارش نشریه تحلیلی «د کانورسیشن» (The Conversation)، در مقالهای به قلم آنا تریاندافیلیدو و گورپریت ماهجان، الگوهای رایج در غرب مانند جمهوریخواهی سختگیرانه فرانسوی یا مدلهای ادغام مبتنی بر اشتغال در سوئد و آلمان، پاسخگوی نیازهای جوامع چندفرهنگی امروز نیستند.

مناقشات پیدرپی بر سر پوششهای اسلامی، نمادهای مذهبی و غذاهای حلال نشان میدهد که تقلیل سکولاریسم به حذف نمادهای دینی از عرصه عمومی، برابری واقعی را به همراه نیاورده است.

نویسندگان این مقاله با تحلیل تجربه تاریخی کشورهایی همچون هند که از زمان استقلال در سال ۱۹۴۷ با تکثر پیچیده مذهبی مواجه بودهاند، استدلال میکنند که دولت برای ایجاد انسجام اجتماعی باید گامی فراتر از «بیطرفی منفی» بردارد.

در این دیدگاه، سکولاریسم نباید به معنای نادیده گرفتن ارزشهای مذهبی باشد، بلکه باید با «پذیرش فعال تکثر دینی» و فراهم کردن زمینه حضور برابر تمامی ادیان در نهادهای عمومی، ساختار آموزشی و مناسبتهای ملی همراه شود.

ایجاد یک فضای عمومی چنددینی که در آن شهروندان بدون تقاضا برای دستکشیدن از هویت ایمانی خود، امکان مشارکت مدنی داشته باشند، راهکاری هوشمندانه برای مقابله با موج اسلامستیزی و افراطگرایی است.

این بازاندیشی نشان میدهد که تکریم باورهای توحیدی و ایجاد زمینه برای زیست مومنانه در جامعه، نه با اصل برابری شهروندی در تعارض است و نه با مدیریت دموکراتیک؛ بلکه شرط لازم برای تحقق عدالت اجتماعی و همزیستی مسالمتآمیز میان ادیان به شمار می رود.






