افغانستان

نسلی میان دو فرهنگ؛ مهاجرت چگونه هویت جوانان افغانستان را دگرگون می‌کند؟ تحلیل رویکردهای هویتی در میان جامعه مهاجران و دور از وطن

نسلی میان دو فرهنگ؛ مهاجرت چگونه هویت جوانان افغانستان را دگرگون می‌کند؟ تحلیل رویکردهای هویتی در میان جامعه مهاجران و دور از وطن


مهاجرت برای مردم افغانستان صرفاً یک جابه‌جایی جغرافیایی نیست، بلکه گسستی عمیق در روایت جمعی و احساس تعلق پدید آورده است.

نسل جدید افغانستانی ها — که یا در خارج از کشور متولد شده یا در سنین پایین مهاجرت کرده‌اند — با چالش‌های هویتی پیچیده‌ای روبه‌رو هستند.

گزارش تحلیلی پیش رو به بررسی بازتعریف، تکه‌پاره شدن یا بازسازی هویت چندلایه این نسل می‌پردازد.

برای درک وضعیت هویتی نسل جدید افغانستانی ‌ها، بررسی زمینه‌های تاریخی مهاجرت ضروری است.

نخستین موج بزرگ مهاجرت پس از تجاوز شوروی در سال ۱۹۷۹ آغاز شد و پس از آن جنگ‌های داخلی، حکومت اول طالبان، ناامنی‌های پس از ۲۰۰۱ و در نهایت تحولات اوت ۲۰۲۱، موج‌های پی‌درپی آوارگی را رقم زدند.

امروزه میلیون‌ها افغان در ایران، پاکستان، ترکیه، اروپا و آمریکا زندگی می‌کنند که بخش قابل‌توجهی از آنان را افراد زیر بیست‌وپنج سال تشکیل می‌دهند.

این نسل، برخلاف پدران خود، خاطره زیسته مستقیمی از افغانستان ندارد و وطن برای او از یک واقعیت ملموس به تصویری انتزاعی بدل شده است.

به گزارش خبرگزاری باختر، این گسست جغرافیایی، لایه‌های مختلف هویتی را تحت تأثیر قرار داده است.

هویت ملی برای این جوانان دیگر با بوها، صداها و خاطرات ملموس همراه نیست، بلکه از طریق روایت‌های خانواده و شبکه‌های اجتماعی بازسازی می‌شود.

در لایه قومی نیز پدیده‌ای به نام «هویت قومی انتخابی» شکل گرفته که در آن فرد بدون تجربه زیسته، بر اساس شنیده‌ها به دفاع سرسختانه از یک ریشه قومی می‌پردازد.

علاوه بر این، در جوامع غیربومی، هویت دینی گاه به نماد اصلی تمایز از جامعه میزبان تبدیل می‌شود و آیین‌های فرهنگی مانند نوروز، به‌جای زیست روزمره، حالت «فرهنگ موزه‌ای» و نمادین به خود می‌گیرند.

بزرگ‌ترین چالش روان‌شناختی این نسل، زیستن در فضای بینابینی یا «بی‌خانگی هویتی» است؛ احساسی که در عبارت «نه آنجایی، نه اینجایی» خلاصه می‌شود. تعارض میان ارزش‌های سنتی خانواده و الگوهای فردگرایانه جوامع میزبان، فشار مضاعفی بر آنان وارد می‌سازد.

از سوی دیگر، فرسایش زبان مادری (دری و پشتو) و شکل‌گیری «زبان سوم» (ترکیبی از زبان مادری و زبان کشور میزبان)، ارتباط این نسل را با ادبیات و حافظه جمعی نیاکانشان تضعیف کرده است.

با وجود تمام این چالش‌ها و ترومای بین‌نسلی، مهاجرت صرفاً یک بحران نیست، بلکه فرصتی برای خلق یک هویت پویا و چندلایه است؛ هویتی که می‌تواند هم‌زمان ریشه‌های افغانستانی، نگاه جهانی و زیست در میان جامعه دور از وطن را در خود جای دهد و روایتی نو از جوانان افغانستان به نمایش بگذارد.

اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا