هجرت تاریخی پیامبر خدا از مکه به مدینه؛ بازخوانی زمینههای دعوت مردم مدینه، ضرورتهای هجرت و ماجرای حضور ابوبکر در غار ثور

هجرت تاریخی پیامبر خدا از مکه به مدینه؛ بازخوانی زمینههای دعوت مردم مدینه، ضرورتهای هجرت و ماجرای حضور ابوبکر در غار ثور

در نخستین روز از ماه مبارک ربیعالاول سال اول هجری، پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله پس از سیزده سال تحمل رنج و فشار در مکه، به فرمان الهی و با دعوت مردم مدینه هجرت تاریخی خود را آغاز کردند.

رویدادی سرنوشتساز که با جانفشانی امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در مکه و عبور پیامبر از مخاطرات مسیر مکه تا غار ثور، مبدأ تاریخ اسلام و پایهگذار نخستین حکومت دینی گردید.

پس از سیزده سال تحمل سختترین تحریمها، آزارها و شکنجههای طاقتفرسا از سوی مشرکان مکه، فضای این شهر دیگر برای حفظ جان مسلمانان و نشر دعوت توحیدی امکانپذیر نبود.

در این میان، پیمانهای عقبه اول و دوم میان پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله و نمایندگان قبایل اوس و خزرج، نقطهعطفی در تاریخ اسلام ایجاد کرد.

اهالی مدینه (یثرب) با آغوشی باز آیین اسلام را پذیرفتند و متعهد شدند که از پیامبر خدا و مسلمانان مانند جان و مال خود پشتیبانی کنند.
این دعوت و امنیت نوظهور در مدینه، ضرورت راهبردی هجرت را برای شکلگیری جامعه و حکومت اسلامی رقم زد.

با خروج پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله از مکه، آن حضرت به همراه ابوبکر بن ابیقحافه به سمت غار ثور در جنوب مکه حرکت کردند تا از دید ردپاشناسان قریش پنهان بمانند.
تعقیبکنندگان قریش که با هوشیاری و جانفشانی امیرالمؤمنین حضرت علی علیهالسلام در لیلةالمبیت ناکام مانده بودند، با ردیابی اثر قدم های مبارک رسول خدا تا نزدیکی دهانه غار ثور پیش آمدند.

در این لحظات بحرانی، اضطراب و ترس شدیدی ابوبکر را فرا گرفت؛ چرا که با دیدن ردپای مشرکان در چند قدمی غار، خود را در آستانه دستگیری و مرگ میدید.
او از فرط بزدلی و وحشت به گریه و ناله افتاد و این ترس شدید، توان پایداری را از او سلب کرد.

پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله که با آرامش و اطمینان کامل به وعده الهی در غار حضور داشتند، با دیدن ترس و بیتابی او فرمودند: «لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا» (اندوهگین مباش که خدا با ماست).

خدای متعال این فراز از هجرت و ترس ابوبکر در غار را در آیه ۴۰ سوره توبه به تصویر کشیده است:
«إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا ۖ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ…» (توبه: ۴۰)؛
«اگر او را یاری نکنید، خداوند او را یاری کرد؛ هنگامی که کافران او را [از مکه] بیرون کردند، در حالی که یکی از دو تن بود؛ آنگاه که آن دو در غار بودند و او به همراه خود میگفت: اندوهگین مباش که خدا با ماست. پس خدا آرامش خود را بر او [پیامبر] نازل کرد…»

مفسران و قرآنپژوهان با بررسی دقیق این آیه خاطرنشان میسازند که عبارت «لا تَحْزَنْ» نه برای مدح، بلکه نهی از اضطراب و نشاندهنده ضعف روحی ابوبکر در آن لحظه حساس بوده است.

همچنین ضمیر در عبارت «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ» به پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله بازمیگردد که آرامش الهی بر قلب ایشان نازل شد.

تفاوت آشکار میان روحیه لبریز از اضطراب و ترس ابوبکر در غار و شجاعت بینظیر امیرالمؤمنین حضرت علی علیهالسلام هنگام خوابیدن زیر شمشیرهای برهنه در لیلةالمبیت، یکی از روشنترین تقابلهای تاریخی میان ایثار واقعی و ترس را به نمایش گذاشت.

این ایثار امیرالمومنین حضرت علی علیهالسلام و هجرت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بود که زمینه تأسیس جامعه اسلامی در مدینه و مبدأ تاریخ مسلمانان را فراهم آورد.






