وقایع روز ششم محرم؛ تلاش حماسهساز حبیب بن مظاهر برای جذب یاری بنیاسد

وقایع روز ششم محرم؛ تلاش حماسهساز حبیب بن مظاهر برای جذب یاری بنیاسد

با فرا رسیدن روز ششم ماه محرم سال ۶۱ هجری قمری، آرایش جنگی سپاه کوفه در کربلا شکل جدیتری به خود گرفت و مظلومیت کاروان امام حسین علیه السلام بیش از پیش نمایان شد.

در این روز، تلاشهای حبیب بن مظاهر برای جلب حمایت قبیله بنیاسد به دلیل خیانت جاسوسان با سرکوب کوفیان نافرجام ماند و امام حسین علیه السلام نیز در نامهای تکاندهنده به بنیهاشم، فناء دنیا و بقای آخرت را گوشزد فرمودند.
همچنین بر اساس یک سنت دیرینه در میان شیعیان، مجالس این روز و شب به یادبود حضرت قاسم بن الحسن علیه السلام اختصاص دارد.

با نزدیکشدن به روزهای پایانی دهه اول محرم، روز ششم شاهدی بر تشدید محاصره کاروان حسینی در کربلا و رقمخوردن وقایعی سرنوشتساز در تاریخ اسلام است.
در این روز، تلاشهای بیوقفه برای یاری کاروان حسینی و تبیین پیامهای معرفتی آن حضرت، ابعاد شکوهمند و چهره حقیقی این قیام جاودانه را بیش از پیش آشکار ساخت.

با فرارسیدن روز ششم محرم، حبیب بن مظاهر که از اصحاب خاص رسول خدا و امیرالمؤمنین صلوات الله علیهما بود، پس از مشاهده غربت و تنهایی امام حسین علیه السلام در کربلا، از آن حضرت اجازه خواست تا برای جذب نیرو اقدام کند.
او راهی محل سکونت تیره بازمانده از قبیله خود، یعنی بنیاسد در نزدیکی کربلا شد تا آنان را به یاری کاروان کربلا دعوت کند.

حبیب نیمهشب خود را به عشیره خود رساند و با کلامی نافذ گفت: «پسر دختر پیامبرتان تنها و مظلوم در بیابان کربلا محاصره شده است؛ هرکس با او شهید شود، در برترین جایگاه بهشت همنشین پیامبر خدا صلی الله علیه و آله خواهد بود.»
سخنان او دلهای بنیاسد را لرزاند و حدود ۷۰ نفر آمادگی خود را برای یاری امام اعلام کردند.
اما این حرکت فداکارانه با خیانت یکی از جاسوسان عمر بن سعد لو رفت.
ابنسعد بلافاصله گروهی ۴۰۰ نفره را به فرماندهی «ازرق بن حارث» اعزام کرد تا راه را بر بنیاسد ببندند.

در تاریکی شب و در نزدیکی فرات، درگیری سختی رخ داد که به شهادت و پراکندگی نیروهای بنیاسد منجر شد.
حبیب بن مظاهر با دلی شکسته به خیمهگاه بازگشت و گزارش واقعه را داد و امام حسین علیه السلام کلمه استرجاع و حمد الهی را بر زبان جاری فرمودند.
نامه تکاندهنده امام حسین علیه السلام به بنیهاشم
در همین روز، حضرت سیدالشهدا علیه السلام نامهای کوتاه اما بسیار عمیق برای برادرشان محمد بن حنفیه و دیگر اعضای بنیهاشم در مدینه فرستادند.

امام حسین علیه السلام در این نامه، حقیقت دنیا و سفر پیشروی خود را اینگونه ترسیم فرمودند: «بسم الله الرحمن الرحیم؛ گویا دنیا اصلاً وجود نداشته و گویا آخرت همیشگی و دائم بوده و هست.»
این پیام، خط بطلانی بر وابستگیهای دنیوی و دعوتی صریح به ابدیت ارزیابی میشود.
سنت یادبود حضرت قاسم بن الحسن علیه السلام
اگرچه تمام یاران و اهلبیت امام حسین علیه السلام در روز عاشورا (دهم محرم) به شهادت رسیدند، اما طبق یک سنت قدیمی در منابر و هیئات ایران، شب و روز ششم محرم را به نام بزرگداشت حضرت قاسم علیه السلام نامگذاری کردهاند تا فرصت کافی برای بازخوانی مقتل و جانفشانی این نوجوان ۱۳ ساله فراهم شود.

عبارت جاودانه «أَحْلَى مِنَ الْعَسَلِ» (شیرینتر از عسل)، پاسخی لبریز از عشق، معرفت و شجاعت است که حضرت قاسم علیه السلام در شب عاشورا به عموی بزرگوارش، امام حسین علیه السلام داد؛ آنگاه که امام از او درباره طعم و کیفیت مرگ در راه خدا جویا شدند.

این جمله کوتاه و عمیق، نه تنها اوج دلدادگی، ولایتپذیری و بلوغ فکری یک نوجوان سیزدهساله را به تصویر میکشد، بلکه نگاه عارفانه اهلبیت علیهم السلام به شهادت را به عنوان تکامل حقیقی و دروازهای رو به سوی لقاءالله بازتعریف میکند؛ نگرشی عاشقانه که مرگ در مسیر حق و دفاع از امام زمان را از شهد عسل مصفا نیز گواراتر و دلپذیرتر میداند.
در مقاتل معتبر نقل شده است که این نوجوان دلیر با شجاعتی شگفتانگیز به میدان رفت و پس از پاره شدن بند نعلینش، مورد هجوم ناجوانمردانه دشمن قرار گرفت.

امام حسین علیه السلام شتابان و خروشان خود را به بالین برادر زاده رساندند، قاتل او را مجروح ساختند، و سپس پیکر این نوجوان را در آغوش گرفتند و در کنار پیکر حضرت علیاکبر علیه السلام قرار دادند.




