اقوال علما درباره جشن عیدالزهراء سلام الله علیها

  مرحوم سید بن طاووس می فرمایند : من این حدیث را از خط محمد بن علی بن محمد بن طیّ نقل می نمایم و بر اساس تفحّصی که من در کتابها داشته ام ، دسته ای از روایات را موافق با این روایت یافتم و لذا بر آن اعتماد نمودم و به سزاست که این روز که در حدیث امده است را بزرگ شمرد و در آن اظهار سرور و شادمانی نمود .1 به همین جهت است که متقدمین و متأخرین از علما و فقهای شیعه این روز را روز به درک واصل شدن عمر می دانستند و در این روز اظهار سرور و خوشحالی میکردند. و حتی بعضی از آنها کتاب های جداگانه ای در اثبات این حقیقت نوشته اند. از جمله آنها می توان به کتاب علامه مجلسی رحمة الله علیه، کتاب صاحب مستدرک (محدث میرزا شیخ حسین نوری) و همچنین کتاب "فصل الخطاب فی تاریخ قتل ابن الخطاب" که در عصر ما نوشته شده است، اشاره کرد. علامه مجلسی رحمة الله علیه در این رابطه می فرمایند: و المشهور بین الشیعة فی الأمصار و الأقطار فی زماننا هذا هو أنه الیوم التاسع من ربیع الأول، و هو أحد الاعیاد. یعنی بین شیعیان در تمامی نقاط و نواحی در زمان ما مشهور است که به درک واصل شدن او در روز نهم ربیع الاول می باشد. و آن روز یکی از اعیاد است. در ادامه ایشان در رابطه با شبهه ای که توسط برخی گفته می شود که روز مرگ عمر 28 ذی الحجة بوده است میفرمایند: اعتبار تلك الروايات مع الشهرة بين أكثر الشيعة سلفا وخلفا لا يقصر عما ذكره المؤرخون من المخالفين، ويحتمل أن يكونوا غيروا هذا اليوم ليشتبه الامر على الشيعة فلا يتخذوه يوم عيد وسرور. یعنی اعتبار آن روایات (در اثبات مرگ عمر در روز نهم ربیع) بعلاوۀ شهرتی که بین اکثر شیعیان سلف و خلف دارند، کمتر از آنچه مورخین مخالف نقل کرده اند (که روز مرگ وی 28 ذی الحجة است) نیست. (به عبارت دیگر اعتبار روایت نهم ربیع با گفته های مخالفین رد نمی شود) و احتمال دارد که مخالفین این روز را تغییر داده اند تا امر برای شیعیان مشتبه شود، و آن روز را روز عید و سرور نگیرند. 2 مرحوم صاحب جواهر در مورد فضیلت نهم ربیع الاول می نویسد : و اما غسل برای روز نهم از ماه ربیع الاول، پس به تحقیق حکایت شده که احمد بن اسحاق قمی در این روز به عنوان عید غسل کرده است. به خاطر روایتی که از اتفاق واقعه عظیمی در این روز خبر می دهد، که سرور مومنین و غضب منافقین را به دنبال دارد...و به تحقیق به روایت مفصلی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله در فضل و برکت این روز و اینکه روز شادی و سرور برای ایشان می باشد برخورد کردم که ذهن انسان در فهم آن محیر و سرگردان می شود. و در آن روایت به وقوع آن امر (کشته شدن عمر بن خطاب) در این روز تصریح شده است. پس چه بسا که ما به علت مستحب بودن غسل در مثل چنین ایامی قائل به استحباب غسل در این روز شویم. و مخصوصا که این روز برای ما و پیشوایان ما علیهم السلام روز عید و سرور می باشد.3 شیخ مفید رضوان الله علیه می گوید: و روز نهم از ماه ربیع الاول روز عید بزرگ است وبرای آن شرح مفصلی است که در جای خود ذکر شده است و این روز را پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله عید گرفتند و مردم را نیز امر فرمودند که در این روز عید بگیرند. (یعنی اظهار شادی و سرور نمایند.) 4 شیخ کفعمی رضوان الله علیه نیز می گوید: همانا روز نهم ربیع الاول روزی شریف و بسیار عظیم المنزله است. و اظهار جشن و سرور و عید گرفتن، انفاق کردن بر مومنین، توسعه بر عیال، استعمال بوی خوش، لباس نو بر تن کردن، شکرگذاری و عبادت خداوند در این روز استحباب دارد.5 و همچنین سید طباطبائی یزدی در کتاب عروة الوثقی جلد2صفحه152 روز نهم ربیع الاول را از جمله اعیاد و مناسبات شریفه ای قرار داده که غسل در آن مستحب می باشد. و اکثر فقهاء از ایشان تبیعیت نموده اند.   اسناد:  1. بحارالانوار ج31ص129 به نقل از زوائد الفوائد. 2. بحارالانوار ج31ص132 3.جواهر الکلام ج 5 ص 43- 44 4. مستدرك الوسائل ج2 ص522 از مسار الشيعة شیخ مفيد 5. کتاب مصباح شیخ کفعمی ص270 کلام بزرگان در مورد حضرت ابولؤلؤ   کلام حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني : در ديداري که توليت وقت آن زيارتگاه در کاشان با حضرت آيت االه العظمي وحيد خراساني در سال 1383 هجري شمسي داشته است آمده : معظم له ضمن تاييد و تاکيد در بزرگداشت و تکريم جايگاه آن بقعه و بارگاه و صاحب آن مرقد شريف ،بر اين نکته اصرار ورزيدند که : دلائل محکم و متقني در دست است که ثابت ميکند سيره سلف و گذشتگان و شياع بين متشرعه از قديم الايام تا زمان متصل به عصر ائمه معصومين در بزرگداشت و احترام از اين شخصيت بزرگوار به خصوص در بقعه و مدفن وي در کاشان بوده است .  و نيز در سوالي که وي از معظم له در خصوص جواز بکارگيري تعبير حضرت در کنار اسم آن بزرگوار حضرت ابولولو داشته است ، وي فرموده اند : بعد از مقام حضرات ائمه معصومين چه کساني شايسته تر از همچون او مي باشند .   کلام مرحوم حضرت آيه الله العظمي شيخ ميرزا جواد تبريزي : و نيز در توفيقي که در ديدار با حضرت آيت الله العظمي شيخ ميرزا جواد تبريزي نصيب گرديده بود ، معظم له ضمن ابراز خرسندي از اهتمام به بزرگداشت و تکريم آن بقعه و بارگاه جمله اي فرمودند :  در اولين نوبت زيارتي که مشرف مي شويد ، و نگاهتان به قبر حضرت ابولولو افتاد از جانب بنده سلام بده و اين گونه بگو : سلامي از عبد ناقابل خدا به عبد صالح خدا و فرزند بزرگوار معظم له اضافه فرمودند : باالله العظيم ، ما براي گرفتن حاجات اضطراري خود به آن مکان مشرف مي شويم و از جمله شفاي قلب حضرت آقا را بعد از عمل جراحي که ايشان اعزام به لندن گرديدند و با توسل به اين بزرگوار از خداوند سبحان گرفتيم . شايان ذکر است که ساخت ضريح مطهر که اکنون بر روي مرقد مطهر حضرت ابولولو نصب مي باشد ، از اهتمامات آن مرجع عاليقدر بود که ثلث وجه آن توسط معظم له پرداخت گرديد و در زمان حياتشان اين موضوع فاش نگرديد. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دوبال برای پرواز (تولی و تبری) . ص ۲۸۶   کلام مرحوم آيت الله العظمي نجفي مرعشي : در ماه صفر سال 381 هجري قمري حضرت آيت الله العظمي سيد شهاب الدين نجفي مرعشي به اتفاق جمعي از فضلا و مدرسين حوزه علميه قم به شهر کاشان تشريف فرما شده تا از قبور امام زادگاني که در اين شهر و حومه آن مدفون هستند ، زيارت نمايند . که از جمله برنامه ايشان زيارت بقعه باباشجاع الدين ابولولو بود که در زمان خود مورد توجه عام و خاص گرديد. و طبق نقل برخي از مومنين و همراهان وي در سفرهاي زيارتي ؛ ايشان چندين بار جهت زيارت بقعه حضرت ابولولو اقدام فرمودند . و زيارتنامه اي هم که اکنون نيز در آن بقعه نصب مي باشد ، به انشاء حضرت آيه الله العظمي نجفي مرعشي مي باشد .که بعد ها به تاييد مرحوم حضرت آيت الله العظمي ميرزا جواد تبريزي نيز رسيد . همراهان مرحوم آيت الله العظمي مرعشي نجفي نقل ميکنند که ايشان در زيارت هز بقعه حضرت ابولولو مي فرمودند :  هرکس ابولولو را در کاشان زيارت کند ، ثواب زيارت جده ام حضرت زهرا در مدينه را به او اعطا مي کنند . ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ   تذکره امامزاده آقا علی عباس و باباشجاع الدین . تالیف آیه الله سید عزیز امامت . ص ۱۵  
بیستم محرم / دفن جناب جون

بیستم محرم / دفن جناب جون

بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعی از بنی اسد بدن شریف جون غلام ابی ذر غفاری را پیدا کردند در حالی که صورتش نورانی و بدنش معطر بود و سپس او را دفن کردند

ازدواج امیر المومنین و حضرت زهرا سلام الله علیها

    امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: «اگر خدای متعال امیر المومنین علی علیه السلام را خلق نمی‏کرد، در تمام زمین انسانی که کفو و شایسته همسری با حضرت فاطمه علیها السلام باشد یافت نمی‏شد».   خواستگاری از فاطمه علیها السلام    هنگامی که سن مبارک بتول عذراء حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا علیها السلام نه سال کامل شد، از اطراف و اکناف اهل مدینه و بزرگان قبایل و روسای عشایر و صاحبان ثروت و مکنت به خواستگاری حضرت آمدند. عده‏ای از منافقین نیز این جراَت را به خود دادند که با کمال بی شرمی به خواستگاری آن حضرت بیایند. هنگام خواستگاری بعضی از آنها رسول اکرم صلی الله علیه و آله بسیار ناراحت شدند، و به عده‏ای از منافقین که اعتراض کردند، فرمودند: «من شما را رد نکردم، بلکه خدا شما را رد کرده و امر فاطمه علیها السلام از جانب خدای متعال معین می‏شود». آنان غافل از این بودند که این گوهر گرانبها را خدای متعال در سایه عزت و حراست خود حفظ فرموده و او را در خور استعداد ابناء دنیا از ملوک و رعایا و ارباب فقر و غنا قرار نداده است؛ بلکه او را برای حضرت وصی جناب علی بن ابی طالب امیر المومنین علیه السلام ذخیره فرموده است. از امام حسین علیه السلام روایت شده که فرمود: روزی حضرت رسول صلی الله علیه و آله در خانه ام سلمه بود. فرشته‏ای با هیبت خاصی بر آن حضرت نازل شد که با لغات گوناگون که به یکدیگر شباهتی نداشت مشغول تسبیح و تقدیس خدا بود. او عرض کرد: من صرصائیلم. خدای متعال مرا نزد شما فرستاده که به شما بگویم: «نور را با نور تزویج کن». حضرت فرمود: «چه کسی را با چه کسی»؟ گفت: «فاطمه را با علی بن ابی طالب». لذا پیامبر صلی الله علیه و آله فاطمه زهرا علیها السلام را در حضور جبرئیل و میکائیل و صرصائیل به عقد صدیق اکبر علی علیه السلام در آورد و این عقد در زمین بود. در این هنگام پیامبر صلی الله علیه و آله به میان شانه های صرصائیل نگریست و دید نوشته است: «لا اله الا الله، محمد رسول الله ، علی بن ابی طالب مقیم الحجه». فرمود: ای صرصائیل، از کی این جمله بین شانه‏های تو نوشته شده؟ گفت: دوازده هزار سال پیش از آنکه خدای متعال دنیا را بیافریند.   مراسم عروسی   هنگامی که حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا علیها السلام را در شب ازدواج به خانه امیرالمومنین علی علیه السلام می‏بردند، پیامبر صلی الله علیه و آله از جلوی ایشان، جبرئیل در سمت راست و میکائیل در سمت چپ ایشان، و هفتاد هزار فرشته پشت سر حضرتش حرکت می‏کردند و در آن حال خدا را تسبیح می‏گفتند و تقدیس می‏کردند، و این تقدیس و تسبیح آنها تا طلوع فجر ادامه داشت. جبرئیل زمام ناقه‏ای که آن حضرت را می‏بردند و اسرافیل رکاب و میکائیل دنبال آن را گرفته بود، و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله جامه‏های فاطمه علیها السلام را منظم می‏کرد، و هفتاد هزار ملک با دیگر فرشتگان تکبیر می‏گفتند؛ اما به حسب ظاهر سلمان زمام ناقه را گرفته بود و حمزه و عقیل و جعفر از اهل بیت از قفای حضرت فاطمه علیها السلام و بنی هاشم با شمشیر های کشیده و همسران پیامبر صلی الله علیه و آله از پیش روی می‏آمدند. پیامبر صلی الله علیه و آله آنها را به مسجد طلبید و دست عصمت الله الکبری فاطمه زهرا علیها السلام را در دست یعسوب الدین امیرالمومنین علی علیه السلام نهاد و فرمود: «بارک الله فی ابنه رسول الله»؛ و نیز فرمود: «هذه ودیعتی»؛ و بعد از مراسمی مخصوص، پیامبر صلی الله علیه و اله در حق آنها و نسل ایشان دعا کرد. و سپس فرمود: «مرحباً ببحرین یلتقیان و نجمین یقترنان». سپس پیامبر صلی الله علیه و آله از نزد ایشان بیرون آمد و چهار چوب در را گرفت و فرمود: «طهَّرکما الله و طهَّر نسلکما، انا سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکما، اَستودعکما الله و استخلفه علیکما». آنگاه همه به منازل خود رفتند و از زنان جز اسماء کسی نزد حضرت فاطمه علیها السلام نماند، و این به خاطر وصیت همسر باوفا و بی همتای پیامبر حضرت خدیجه کبری علیهما السلام بود که هنگام وفات می گریست و از اسماء عهد و پیمان گرفت که در شب عروسی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیهاآن حضرت را تنها نگذارد. اسماء هم به عهد خود وفا کرد، و چون ماجرا را برای پیامبر صلی الله علیه و آله نقل کرد، آن حضرت یاد خدیجه کبری علیها السلام کرد و گریست و در حق اسماء دعا فرمود.   مهریه حضرت زهرا علیها السلام   - از مهریه های حضرت زهرا یک پنجم زمین بود - پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «در آسمان  معین شده که مهریه زهرا یک پنجم زمین است. پس هرکه در زمین راه برود در حالی که با او و فرزندانش دشمن باشد، قدم زدن او تا روز قیامت در زمین حرام است». پنجمین جانشین رسول خدا حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرمود: مهر فاطمه علیها السلام یک پنجم دنیا و دو سوم بهشت است، و در زمین  چهار نهر فرات ، نیل ، نهروان و بلخ برای حضرت فاطمه علیها السلام است. خدای متعال به پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «یا محمد، تو فاطمه را به مهریه پانصد درهم به ازدواج علی در آور تا سنتی در بین امت تو باشد». در روایت دیگر آمده است: «یک چهارم دنیا و بهشت و جهنم است، که دوستان خود را داخل بهشت می‏کند و دشمنان خود را به جهنم روانه می‏نماید». در روایتی دیگر مهریه آن حضرت نصف دنیا ذکر شده است.   ولیمه عروسی   اثاث منزل و ولیمه عروسی حضرت زهرا علیها السلام چنین بود که پیامبر صلی الله علیه و آله به امیر المومنین علیه السلام فرمود: «زره خود را بفروش». آن حضرت زره را فروخت و پول آن را خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آورد. پیامبر صلی الله علیه و آله مقداری را جهت تهیه غذای عروسی به ام سلمه دادند. بنا بر بعضی روایات نصف از لوازم غذا را پیامبر صلی الله علیه و آله و نصف دیگر را امیر المومنین علیه السلام تهیه نمودند.   جهازیه حضرت زهرا علیها السلام    مقداری را هم به بلال و عمار دادند که از بازار لوازم خانه را خریداری کنند. یک پیراهن، یک عدد روسری، قطیفه سیاه خیبری یا عباده سیاه، پرده نازک پشمی، یک عدد حصیر از بافته‏های قریه هجر، آسیای دستی، یک عدد طشت مسی، مشک برای آب آوردن، کاسه‏ای سفالین، مشکی مخصوص خنک کردن آب، ابریقی که طرف بیرونش رنگ شده بود، کوزه سفالین، پوست گوسفند. امیر المومنین علیه السلام می‏فرمایند: در آن شب که دختر پیامبر صلی الله علیه و آله به خانه من آمد، بسترمان جز یک پوست گوسفند نبود.   عروسی و شرکت کنندگان   در بعضی روایات آمده است که بعد از خرید، 29 یا سی روز، امیر المومنین علیه السلام صبر کرد تا اینکه جعفر و عقیل به آن حضرت گفتند: از پیامبر صلی الله علیه و آله بخواه که همسرت را به خانه بیاوری. بعضی از همسران پیامبر صلی الله علیه و آله گفتند: ما از پیامبر صلی الله علیه و آله خواهش می‏کنیم که شما همسرت را بیاوری. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «ما انتظار داریم خود او بیاید و از ما درخواست کند». امیر المومنین علیه السلام می‏فرماید: عرض کردم: «حیا مانع من می‏شود». پیامبر صلی الله علیه و آله اجازه مجلس عروسی و ولیمه را فرمودند، و به امیر المومنین علیه السلام فرمودند: «هرکس را دوست داری دعوت کن». زنان به کار زنها و امیر المومنین علیه السلام و عمار و بلال و چند نفر دیگر به کار مجلس مردها که در مسجد بود، می‏رسیدند. اصحاب با هدایای خود در جشن عروسی آن دو نور الهی شرکت کردند، و از ولیمه عروسی که به دستور پیامبر صلی الله علیه و آله فراهم آمده بود، میل کردند. در آن مجلس 4000 نفر از آن طعام خوردند و پیامبر صلی الله علیه و آله غذایی برای امیر المومنین و فاطمه علیها السلام فرستاد، در حالی که چیزی از آن غذا کم نشد و همچنان به جای ماند، با وجود اینکه سه روز از آن تناول می‏کردند. شب با مراسمی مخصوص، حسب الامر پیامبر صلی الله علیه و آله آن دو بزرگوار را به حجره ام سلمه آوردند. ام سلمه می‏گوید: هنگامی که خورشید غروب کرد، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «فاطمه را بیاور». من رفتم و دست صدیقه کبری فاطمه زهرا علیها السلام را گرفته در حالی که لباسش بر زمین کشیده می‏شد و از خجالت و شرم عرق از چهره‏اش جاری بود، آن حضرت را نزد پدر بزرگوارش آوردم. هنگامی که خدمت آن حضرت رسید، از شدت خجالت پایش لغزید. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «خدای متعال تو را از لغزشهای دنیا و آخرت نگه دارد». هنگامی که پیش روی آن حضرت قرار گرفت، چادر را از صورت فاطمه علیها السلام کنار زد تا امیرالمومنین علی علیه السلام چهره او را ببیند. سپس دست او را در دست امام علی علیه السلام قرار داد و این گونه بود که این زندگی نورانی آغاز شد.   ثمره ازدواج نورانی   ثمره این ازدواج مبارک و نورانی و الهی پنج فرزند بود. دو امام معصوم علیهما السلام، آقا و مولایمان حضر ت مجتبی علیه السلام و سرور شهیدان حضرت ابا عبدالله علیه السلام، دو دختر حضرت عقیله بنی هاشم زینب کبری و جناب ام کلثوم علیهما السلام، که این فرزندان در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله در مدت نه سال به دنیا آمدند. آخرین فرزند ایشان حضرت محسن علیه السلام بود که بعد از شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله به مدت چند روز به وسیله ضربه‏های بین در و دیوار و کتک‏های اهل سقیفه و منافقین و ظالمین به شهادت رسید. حضرت فاطمه علیها السلام نه سال و 75 روز یا 95 روز در منزل امیر المومنین علیه السلام زندگی کرد تا آنکه بعد از شهادت حضرت محسن علیه السلام به شهادت رسید.    

آخرین اخبار

شبکه های اجتماعی

عضویت در خبرنامه

نام (*)

Invalid Input
آدرس ایمیل (*)

Invalid Input