نامه ی علامه شيخ عبدالعظيم مهتدی بحرانی به حضرت آيت الله العظمی شيرازی دام ظله

 

 

متن ترجمه شده نامه ی علامه شيخ عبدالعظيم مهتدی بحرانی به حضرت آيت الله العظمی شيرازی دام ظله که از سوی دفتر ايشان در بحرين منتشر شد به شرح ذیل میباشد:

بسم الله الرحمن الرحيم
 
به پيشگاه فقيه ربّانی، مرجع حسينی، حضرت آيت الله العظمی حاج سيد صادق شيرازی مدظله العالی
 
السلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
 
عظّم الله اجورنا واجورکم في مصاب جدکم ابي عبدالله الحسين (عليه السلام).
 
اما بعد:
 
سلامت پايا و توفيق روز افزون شما را در آنچه به اسلام و مسلمانان و جامعه ی بشری تقديم می کنيد از خدای متعال مسئلت دارم؛ دستاوردهايی در عرصه ی فقه، عقائد، اخلاق، ولايت اهل بيت عليهم السلام، مسائل اجتماعی، موضعگيری سياسی بنا به نياز روز و مقتضيات حکيمانه و نيز حمايت پيوسته از شعائر مقدس حسينی و بيان شعائر اصيل و نفی موارد مجعول آن و دفاع از مظلومان و پشتيبانی تان از طرح های خيريه ای و تبليغات رسانه های دينی...
 
سرورم، از اينکه قبل از ارتحال مرحوم اخوی بزرگوارتان (حضرت آيت الله العظمی حاج سيد محمد حسينی شيرازی رضوان الله تعالی عليه) مرجع دائرة المعارف نويس در عرصه ی فقه و بعد از ايشان، از الطاف شما برخوردار بوده و هستم سپاسگزار مراحم والای شما هستم.
 
از اين که در روز دوم ماه محرم الحرام سال جاری، با توجه به خستگی و بسياری مسئوليت هايتان هفتاد دقيقه از وقت ارزشمند خود را در اختيار من گذاشتيد تشکر می کنم. اين توجه حضرت عالی، معانی و مفهوم عميق و الهام بخش برايم داشت و شما همواره تکيه گاه و پشتوانه ی ما بوده و هستيد که به شما روی آورده و با ره توشه ای سنگين از محضرتان باز می گرديم و از دانش واخلاص و روح بلند شما نور علم و صفای اخلاص و روح استقامت می گيريم.
 
سرورم، فدايتان گردم، در اين ديدار از ديدگاه ناب خود ـ که از ديرباز در مکتب هدفمندِ دارای ريشه های محکم و استوار سراغ داشتيم ـ ما را بر خوردار کرديد.
 
چندين دهه است که شما را می شناسم؛ شخصيتی که قُلّه نشين علم، تقوا، اخلاق و از اندک شمار مجتهدانی هستيد که با حکمت و فرزانگی خود قُلّه های درستی را فتح کردند، آن هم با زهدورزی در دنيا و رضايت دادن به آنچه خشنودی خدای متعال و نفع و خير و صلاح بندگان خدا در آن است.
 
سرورم، هفتاد دقيقه سخنانی مفصّل درباره ی مسائل بسيار مهم: فقهی، سياسی، خانوادگی، اجتماعی، اداری و مديريتی، تبليغاتی و رسانه ای، چالش های داخلی و خارجی و جز آن ميان شاگرد و استاد ردّ و بدل شد.
 
سرورم، شيرازیِ بزرگ و شکوهمند، مدرسه و مکتب خجسته ی شما راه يافتگی و اعتدال به ما آموخته است و ما پارسايی، اخلاق و هوشمندی فعال و کارآمد از حضرت شما فرا گرفته ايم. و آن هنگام که نسبت به رفتار مديريتي برخی افراد از دوستان دستندركار نقد کردم، از شما مرجع عزيز واکنشی پدرانه ديدم که در ميان اطرافيان مخلص خود بذر محبت و دوستی و روح شناخت آزادی و شجاعت بيان گفتار درست و صادقانه، افشانده است و پاسخی زيبا شنيدم که از سعه ی صدر ايشان حکايت دارد.
 
وقتی از مصيبت ها و مشکلات شيعيان با شما سخن گفتم با لبخندی که از اطمينان خاطر و اعتماد به نفس حکايت داشت فرموديد: دوران آبستنی است که نوزادی در راه دارد و بايد بر بهای سنگين آن شکيبايی و بردباری ورزيد، آن گاه اين سخن خدا را تلاوت کرديد که می فرمايد: «لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ أَذًى كَثِيرًا وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ؛ بطور مسلّم در اموال و نفوس خود آزمايش می شويد و از آنها كه پيش از شما كتاب (آسمانی) داده شدند (يعنی يهود و همچنين) از آنها كه راه شرك پيش گرفتند سخنان آزار دهنده فراوان خواهيد شنيد، و اگر استقامت كنيد و تقوی پيشه سازيد (شايسته تر است) زيرا اينها از كارهای محكم و قابل اطمينان است».
 
درباره ی بدگويی از مخالفان تا از شما پرسيدم، فرموديد: چندين دهه است که مرا می شناسی و می دانی که روش من اين نيست.
 
در اين هنگام ياد اين آيه ی کريمه افتادم که حضرت باری تعالی می فرمايد: «ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ؛ با حكمت و اندرز نيكو به سوی راه پروردگارت دعوت نما، و با آنها به طريقی كه نيكوتر است استدلال و مناظره كن، پروردگار تو از هر كسی بهتر می داند چه كسانی از طريق او گمراه شده اند و چه كسانی هدايت يافته اند».
 
درباره ی هفته ی برائت پرسيدم و پاسخ حضرتعالى اينگونه شنيدم: ما مخترع آن و دعوت کننده به سوی آن نيستيم. آری، ما قائل به برائت جستن از دشمنان آل محمد (صلی الله عليه وآله) هستيم، آن هم به شکل کلّی آن که در قرآن کريم و روايات شريفه آمده است. حال اگر فردی يا افرادی از مقلدان اين طرح را در قالب و ساختاری ديگر ريخته و ارائه داده باشند، ما مسئوليت آن را بر عهده نمی گيريم، بلکه ديدگاه و نظر ما همانی است که از شبکه ماهواره ای «مرجعيت» منتشر می شود يا ـ چنان که در بيانيه ی دفتر ما آمده است ـ دفاتر نمايندگان ما ارائه دهند.
 
درباره ولايت فقيه پرسيدم، فرموديد که قبل از ديگران با بيان ادله ی فقهی آن را اثبات کرده ايد و يادآوری نموديد که در اين زمينه به کتاب تان «السياسة في الاسلام» که دقيقاً چهل سال قبل نوشته شده است مراجعه شود.
 
و آنگاه که درباره ی ديگر مراجع از شما پرسيدم، فرموديد: دوستداران خود را به احترام به آنان فرا می خوانم. آنان می بينند که چگونه در مراسم ترحيم درگذشتگان از آنان شرکت می کنم و زندگان شان آنانرا ارج می نهم.
 
وقتی که درباره ی شبکه های ماهواره ای شيعی از شما سؤال کردم، فرموديد: اين ابزار بايد با گفتمانی تحوّل يافته هرچه بيشتر در جذب توده های مردم بکوشد.
 
چون علت مخالفت با خط پاک مرجعيت شما را جويا شدم، فرموديد: بهای استقلال در باورها و تصميم گيری های خود را می پردازيم.
 
با شما از کمبود بودجه برای تکميل و فعال کردن طرح های خود به بهترين وجه سخن گفتم، داستانی زيبا و شورانگيز از خاطرات خود بيان داشته، فرموديد: 
روزی با مرحوم اخوی (اعلی الله مقامه) که همچنان به اعلميت ايشان اعتقاد دارم، نشسته بودم و داماد سوم ما، يعنی مرحوم سيد محمد کاظم قزوينی (رحمة الله عليه) نيز حضور داشت. در آن جلسه از قرض گرفتن برای طرح ها و مؤسسه ها و فعاليت های حوزه سخن رفت. مرحوم قزوينی گفتند: يک پول سياه بدهی داشته باشم آرامش نداشته، خواب به چشمم راه نخواهد يافت.
مرحوم اخوی، مزاح گونه فرمودند: اما من با آرامش خاطر می خوابم و از داشتن بدهی فراوان باکی نداشته، هيچ هراسی به خود راه نخواهم داد، چرا که امام زمان (ارواحنافداه) هزينه ها را تأمين و بدهی ها را ادا می کند، مگر نه اين است که اين كارها تماماً در خدمت ايشان است؟
ای شيخ عزيز ما نيز همين گونه عمل کرده، قرض می گيريم و طرح های خود را دنبال می کنيم و با رسيدن وجوه شرعی که همگی از برکت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشريف) است بدهی ها را تسويه می کنيم و همواره همين گونه عمل کرده واز اين روش روی بر نمی گردانيم.
 
نيز افزوديد: گاهی هم پيش می آيد که طلبکار با ديدن برنامه ها و طرح ها با الهام الهی از طلب خود صرف نظر می کند. بنا بر اين از ديرباز تا به امروز بر اين باوريم که هر طرح و برنامه ای که برای خدا باشد، خود، خير آفرين بوده و عنايت و توجه نيکوکاران را جذب و جلب می کند.
 
ای شيخ عزيز، شما چهل سال عمر خود را صرف تأليف و توليد و تأسيس مؤسسه ها کرده ای، پس اين راه را ادامه بده که دنيا محل و فرصتی است برای توشه برگرفتن «وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى؛ و آنچه نزد خداست، بهتر و پايدارتر است».
 
بله.. سرور بزرگوارم، از اين رهنمودهای ارزشمند شما سپاسگزارم و به ياری خدای توانا، همانند گذشته از آن بهره خواهيم گرفت.
 
در پايان..  هر گز فراموش نميکنم سه روز بعد از اين ملاقات يعنى روز پنجم ماه محرم سال جاری برای شرکت در مراسم سوگواری حضرت سيدالشهدا (عليه السلام) به بيت شريف شما آمدم تا با شما خداحافظی کرده، به بحرين بازگردم. به هنگام معانقه و خداحافظی آيه ی: «وَمَا لَنَا أَلاَّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ؛ چرا ما بر خدا توكل نكنيم با اينكه ما را به راههای (سعادت) مان رهبری كرده، و ما به طور مسلم در برابر آزارهای شما صبر خواهيم كرد (و دست از انجام رسالت خويش برنميداريم) و توكل كنندگان بايد فقط بر خدا توكل كنند!» را در گوشم زمزمه کرديد و فرموديد: به شما توصيه می کنم که انگيزه های ادامه راه و بردباری و شکيبايی را از اين آيه الهام بگيريد و در برابر آزارها هرچه که باشد پا پس ننهيد ... خود می دانيد که سالهاست برای شما به نام و به طور خاص دعا می کنم.
 
سرورم، چه زيبا واژه و جمله هايی بود که از مرجعی پاک دل، مهربان، با گذشت، دارای چهره ای بشّاش، شکيبا و دوستدار می شنيدم.
 
سرورم، گل واژه های شما با معانی بزرگ خود راه روشن را در ذرّات وجود من دَم زد و بيشترين اطمينان و اعتماد به نفس را برای ادامه ی راه که شما آن را ترسيم کرديد در من به وجود آورد. همين امر عزم و اراده ی من برای خدمت به حق در زمان باقی مانده از عمرم خواهد بود.
 
سرورم، بابت همه چيزی از شما پوزش می خواهم. از اين که در دقيقه ی آخر خداحافظی به عصای حضرت عالی طمع ورزيده، به آن چشم داشتم عذر مرا بپذيريد. اين طمع ظريف و زيبا مرا بر آن داشت تا از آقازاده تان (حضرت آيت الله حاج سيد حسين شيرازی دام عزه) عصايی قديمی که به آن احتياج نداشته باشيد به من بدهد و ايشان عصایِ دستتان را به من دادند و گفتند: «مطمئنم که پدرم خشنود خواهد شد اگر اين عصا را بگيريد و ما عصايی ديگر برای ايشان خواهيم خريد».
من نپذيرفتم و ايشان افزود: شايد از مقدار محبت والد ما نسبت به خود اطلاع نداشته باشيد. بدانيد ايشان شما را دوست دارند و شما را مانند فرزند خود می دانند وهرگاه از شما سخن به ميان می آيد، ايشان از شما به نيکی ياد می کنند».
 
عبارت اخير آقازاده برای من خيلی ارزشمند است و همين سخن مرا جرأت داد و به سخن ايشان گوش داده، عصای حضرتعالی را برای برکت و تيمُّن و يادگاری با خود بردم.
 
برای شما و بستگان گرامی تان عمری دراز و سلامتی پايا و پايداری نعمت از خدای متعال مسئلت دارم، بحق اجداد پاکتان، حضرت محمد و خاندان پاک ايشان (صلوات الله عليه وعليهم اجمعين).
 
دعاگو و ارادتمندتان:
 
عبدالعظيم مهتدی بحرانی

14 محرم الحرام 1436

آخرین اخبار

شبکه های اجتماعی

عضویت در خبرنامه

نام (*)

Invalid Input
آدرس ایمیل (*)

Invalid Input